armbands

[ایالات متحده]/ˈɑːrmbændz/
[بریتانیا]/ˌɑːrmˈbændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک باند که دور بازو بسته می‌شود، معمولاً برای شناسایی یا تزئین. ; یک نشان یا بازوبند که بر روی بازو پوشیده می‌شود تا وابستگی به گروه یا وضعیت را نشان دهد. ; یک وسیله شناوری به شکل یک حلقه بادی که دور بازو برای ایمنی پوشیده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wear armbands

پوشیدن بازوبند

armbands of support

بازوبندهای حمایتی

red armbands

بازوبندهای قرمز

political armbands

بازوبندهای سیاسی

sports armbands

بازوبندهای ورزشی

armbands for identification

بازوبندهای شناسایی

remove the armbands

حذف بازوبندها

armbands with logos

بازوبندهای دارای لوگو

جملات نمونه

she wore colorful armbands during the parade.

او دستبندهای رنگارنگ به تن داشت در حالی که در رژه شرکت می‌کرد.

the team members all had matching armbands.

همه اعضای تیم دستبندهای مشابه داشتند.

armbands can help identify participants in the event.

دستبندها می‌توانند به شناسایی شرکت‌کنندگان در رویداد کمک کنند.

he received a medal and a pair of armbands for his achievements.

او مدال و یک جفت دستبند برای دستاوردهای خود دریافت کرد.

the lifeguard wore bright armbands for visibility.

نجات‌گر ساحل برای دیده‌شدن دستبندهای روشن به تن داشت.

they handed out armbands to signify different roles.

آنها دستبندهایی توزیع کردند تا نقش‌های مختلف را نشان دهند.

armbands are often used in sports events to denote teams.

دستبندها اغلب در رویدادهای ورزشی برای نشان دادن تیم‌ها استفاده می‌شوند.

she decorated her armbands with glitter and stickers.

او دستبندهای خود را با اکلیل و برچسب تزئین کرد.

armbands can be a fashion statement at music festivals.

دستبندها می‌توانند در جشنواره‌های موسیقی یک بیانیه مد باشند.

he wore armbands to support his favorite charity.

او دستبندهایی به تن داشت تا از خیریه مورد علاقه خود حمایت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید