armillas

[ایالات متحده]/ˈɑːrmɪlə/
[بریتانیا]/ärˈmɪlə/

ترجمه

n. حلقه یا دستبند، به ویژه یکی که از فلز ساخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

armilla of power

طلسم قدرت

ancient armilla designs

طرح‌های قدیمی آرمیل

silver armilla jewelry

جواهرات نقره آرمیل

armilla for protection

آرمیل برای محافظت

decorative armilla patterns

الگوهای تزئینی آرمیل

ceremonial armilla rituals

آیین‌های مراسمی آرمیل

armilla craftsmanship

هنر و مهارت آرمیل

armilla for identification

آرمیل برای شناسایی

جملات نمونه

the archaeologist discovered a golden armilla in the ancient ruins.

باستان‌شناس یک بازوبند طلایی را در ویرانه‌های باستانی کشف کرد.

she wore an elegant armilla that complemented her dress.

او یک بازوبند زیبا پوشید که با لباسش هماهنگ بود.

the armilla was a symbol of status in ancient cultures.

بازوبند نمادی از مقام در فرهنگ‌های باستانی بود.

he gifted her a silver armilla for their anniversary.

او به مناسبت سالگرد عشقشان، یک بازوبند نقره‌ای به او هدیه داد.

the armilla was intricately designed with beautiful patterns.

بازوبند به طرز پیچیده‌ای با طرح‌های زیبا طراحی شده بود.

during the festival, many wore colorful armillas.

در طول جشنواره، بسیاری بازوبندهای رنگارنگ پوشیدند.

she admired the craftsmanship of the ancient armilla.

او از هنر ساخت بازوبند باستانی تحسین کرد.

the museum displayed a collection of armillas from different eras.

موزه مجموعه‌ای از بازوبندها از دوران مختلف را به نمایش گذاشت.

he studied the significance of the armilla in historical contexts.

او اهمیت بازوبند را در زمینه‌های تاریخی مطالعه کرد.

armillas were often used in rituals and ceremonies.

بازوبندها اغلب در مناسک و آیین‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید