armpits

[ایالات متحده]/[ˈɑːmpɪts]/
[بریتانیا]/[ˈɑːrmpɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت بدنی زیر بغل
n., pl. مکانی که مردم برای تماشای یک نمایش یا رویداد ورزشی جمع می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

sweaty armpits

غده‌های عرق‌کرده

shaving armpits

تیغ زدن زیر بغل

dark armpits

زیر بغل‌های تیره

smelly armpits

زیر بغل‌های بدبو

hidden armpits

زیر بغل‌های پنهان

sweating armpits

عرق کردن زیر بغل

irritated armpits

زیر بغل‌های تحریک شده

covered armpits

زیر بغل‌های پوشیده

sensitive armpits

زیر بغل‌های حساس

clean armpits

زیر بغل‌های تمیز

جملات نمونه

she nervously wiped her armpits with a tissue.

او با نگرانی زیر بغل‌هایش را با دستمال پاک کرد.

the heat made him sweat in his armpits.

گرما باعث عرق کردن زیر بغل‌هایش شد.

he applied deodorant to his armpits every morning.

او هر روز صبح ازodorant زیر بغل‌هایش استفاده می‌کرد.

the dancer's armpits were damp from the performance.

زیر بغل‌های رقصنده به دلیل اجرا مرطوب بود.

she felt a strange itch under her armpits.

او احساس خارش عجیبی زیر بغل‌هایش کرد.

he wore a tight shirt that showed his armpits.

او یک پیراهن تنگ پوشیده بود که زیر بغل‌هایش را نشان می‌داد.

the athlete's armpits were soaked after the workout.

زیر بغل‌های ورزشکار بعد از تمرین خیس شده بود.

she shivered, feeling a breeze on her armpits.

او لرزید، احساس کرد نسیمی روی زیر بغل‌هایش می‌وزد.

he scratched his armpits absentmindedly.

او بی‌هدف زیر بغل‌هایش را خاراند.

the fabric was breathable, preventing sweat in her armpits.

پارچه قابل تنفس بود و از تعریق در زیر بغل‌هایش جلوگیری می‌کرد.

she adjusted her sleeves to cover her armpits.

او آستین‌هایش را برای پوشاندن زیر بغل‌هایش تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید