limbs

[ایالات متحده]/[lɪmz]/
[بریتانیا]/[lɪmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اندام‌های یک شخص یا حیوان؛ شاخه‌های یک درخت یا گیاه؛ اجزای یک ساختار، مانند یک پل یا یک کشتی.

عبارات و ترکیب‌ها

broken limbs

اندام‌های شکسته

strong limbs

اندام‌های قوی

lost limbs

اندام‌های از دست رفته

long limbs

اندام‌های بلند

move limbs

حرکت دادن اندام‌ها

injured limbs

اندام‌های آسیب‌دیده

limb extension

کشیدگی اندام

limb growth

رشد اندام

protect limbs

محافظت از اندام‌ها

healthy limbs

اندام‌های سالم

جملات نمونه

the athlete stretched his limbs before the race.

ورزشکار قبل از مسابقه اندام‌های خود را کشید.

she broke her limbs in a skiing accident.

او در یک حادثه اسکی اندام‌های خود را شکست.

he lost his limbs due to a severe infection.

او به دلیل عفونت شدید اندام‌های خود را از دست داد.

the statue was sculpted with incredible detail on its limbs.

مجسمه با جزئیات شگفت‌انگیز روی اندام‌هایش مجسم شده بود.

the dancer moved her limbs with grace and precision.

رقاص با ظرافت و دقت اندام‌های خود را حرکت می‌داد.

he used prosthetic limbs to regain his mobility.

او از اندام‌های مصنوعی برای بازگرداندن تحرک خود استفاده کرد.

the doctor examined the patient's limbs for any signs of injury.

پزشک اندام‌های بیمار را برای هرگونه علائم آسیب بررسی کرد.

the child's limbs were covered in mud after playing outside.

بعد از بازی بیرون، اندام‌های کودک با گل پوشیده شده بود.

the robot's limbs allowed it to perform complex tasks.

اندام‌های ربات به آن اجازه می‌داد تا وظایف پیچیده‌ای را انجام دهد.

he felt a tingling sensation in his limbs after the workout.

او بعد از تمرین در اندام‌هایش احساس گزگز کرد.

the artist painted a figure with long, slender limbs.

هنرمند شخصیتی با اندام‌های بلند و باریک نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید