arrester

[ایالات متحده]/əˈrestər/
[بریتانیا]/əˈrɛstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که کسی را دستگیر می‌کند.؛ دستگاهی که چیزی را متوقف یا کنترل می‌کند، مانند ترمز یا صاعقه‌گیر.؛ شخص یا چیزی که مانع یا متوقف‌کننده چیزی است.
Word Forms
جمعarresters

عبارات و ترکیب‌ها

spark arrester

گیرنده جرقه

smoke arrester

گیرنده دود

arrester device

دستگاه محافظ

arrester circuit

مدار محافظ

جملات نمونه

the lightning arrester protects the building from electrical surges.

گیرنده صاعقه ساختمان را از افزایش ولتاژ الکتریکی محافظت می‌کند.

make sure to install an arrester on the roof.

مطمئن شوید که یک گیرنده را روی پشت بام نصب کنید.

the arrester failed during the storm, causing damage.

گیرنده در طول طوفان خراب شد و باعث خسارت شد.

they checked the arrester after the heavy rainfall.

آنها پس از بارش شدید، گیرنده را بررسی کردند.

electrical systems require a good quality arrester.

سیستم‌های الکتریکی به یک گیرنده با کیفیت خوب نیاز دارند.

the technician replaced the old arrester with a new one.

تکنسین گیرنده قدیمی را با یک گیرنده جدید جایگزین کرد.

installing an arrester can prevent costly repairs.

نصب یک گیرنده می‌تواند از تعمیرات پرهزینه جلوگیری کند.

he explained how the arrester functions in the system.

او توضیح داد که گیرنده چگونه در سیستم عمل می‌کند.

regular maintenance of the arrester is essential for safety.

نگهداری منظم از گیرنده برای ایمنی ضروری است.

they installed a surge arrester to enhance protection.

آنها یک گیرنده صاعقه برای افزایش حفاظت نصب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید