arriviste

[ایالات متحده]/ˌæriː'viːst/
[بریتانیا]/ˌæri'vist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تازه‌به‌دوران‌رسیده؛ کسی که مصمم است به هر قیمتی موفق شود؛ فردی بلندپرواز.
Word Forms

جملات نمونه

How delightful to find an arriviste underling of 53 and a slacking boss of 70 in a thrusting, ageist industry such as investment banking.

چه لذتی بود که فرد تازه‌کاری زیردست 53 ساله و یک رئیس بی‌عمل 70 ساله را در صنعتی پویا و سنی‌ستیز مانند بانکداری سرمایه‌گذاری پیدا کرد.

The arriviste tried to fit in with the upper class.

فرد تازه‌کار سعی کرد با طبقه بالا هماهنگ شود.

She was considered an arriviste by the old money families.

او توسط خانواده‌های ثروتمند قدیمی به عنوان یک فرد تازه‌کار در نظر گرفته شد.

The arriviste flaunted their newfound wealth.

فرد تازه‌کار ثروت جدید خود را به رخ می‌کشید.

The arriviste was determined to climb the social ladder quickly.

فرد تازه‌کار مصمم بود که به سرعت نردبان اجتماعی را بالا برود.

Many viewed the arriviste as lacking class and sophistication.

بسیاری فرد تازه‌کار را فاقد کلاس و ظرافت می‌دیدند.

The arriviste's lavish spending attracted attention.

هزینه‌های پر زرق و برق فرد تازه‌کار توجه را به خود جلب کرد.

He was an arriviste in the world of art.

او یک فرد تازه‌کار در دنیای هنر بود.

The arriviste's rise to power was met with skepticism.

ظهور قدرت فرد تازه‌کار با شک و تردید روبرو شد.

The arriviste was eager to prove themselves to the established elite.

فرد تازه‌کار مشتاق بود تا خود را به نخبگان تثبیت شده ثابت کند.

Being an arriviste can come with its own set of challenges.

بودن یک فرد تازه‌کار می‌تواند مجموعه‌ای از چالش‌های خاص خود را به همراه داشته باشد.

نمونه‌های واقعی

By the 1970s and 1980s writers were looking down their noses at social climbers, in plays like Top Girls and Abigail's Party, in which a middle-class arriviste serves cheesy nibbles and the wrong kind of wine.

در دهه های 1970 و 1980 نویسندگان با تحقیر به صعودکنندگان اجتماعی نگاه می کردند، در نمایش هایی مانند Top Girls و Abigail's Party، که در آن یک تازه کار طبقه متوسط غذای پنیر و نوع اشتباهی از شراب سرو می کند.

منبع: The Economist (Summary)

Then Violet McKisco, whose prettiness had been piped to the surface of her, so that she ceased her struggle to make tangible to herself her shadowy position as the wife of an arriviste who had not arrived.

سپس ویولت مک‌کیسکو، که زیبایی‌اش به سطح او منتقل شده بود، به گونه‌ای که تلاش خود را برای ملموس کردن موقعیت سایه‌مان خود به عنوان همسر یک تازه کار که موفق نشده بود، متوقف کرد.

منبع: The Night's Gentle Embrace (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید