arrowroots

[ایالات متحده]/ˈærəˌruːts/
[بریتانیا]/ərˈro͞ots/

ترجمه

n. تیوبرهای نشاسته‌ای گیاه arrowroot، که به عنوان غلیظ‌کننده در آشپزی استفاده می‌شود.; نوعی نشاسته استخراج شده از گیاه arrowroot.

عبارات و ترکیب‌ها

arrowroots pudding

حلوای گزنه

arrowroots starch

نشاسته گزنه

arrowroots flour

آرد گزنه

arrowroots soup

سوپ گزنه

arrowroots candy

شیرینی گزنه

arrowroots snacks

میان وعده گزنه

fresh arrowroots

گزنه تازه

arrowroots extract

عصاره گزنه

arrowroots powder

پودر گزنه

جملات نمونه

arrowroots are often used in traditional dishes.

arrowroots اغلب در غذاهای سنتی استفاده می‌شوند.

many people enjoy the taste of arrowroots.

بسیاری از مردم از طعم arrowroots لذت می‌برند.

arrowroots can be cooked in various ways.

arrowroots را می‌توان به روش‌های مختلف پخت.

she made a delicious soup with arrowroots.

او یک سوپ خوشمزه با arrowroots درست کرد.

arrowroots are rich in nutrients.

arrowroots سرشار از مواد مغذی هستند.

in some cultures, arrowroots are considered a staple food.

در برخی فرهنگ‌ها، arrowroots به عنوان غذای اصلی در نظر گرفته می‌شود.

arrowroots can be found in local markets.

arrowroots را می‌توان در بازارهای محلی پیدا کرد.

she prefers arrowroots over potatoes.

او ترجیح می‌دهد arrowroots را به سیب‌زمینی.

arrowroots are often used as a thickening agent.

arrowroots اغلب به عنوان یک عامل غلیظ کننده استفاده می‌شود.

he learned how to cultivate arrowroots in his garden.

او یاد گرفت که چگونه arrowroots را در باغ خود کشت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید