starchroot powder
پودر ریشه گیاه گلوکز
starchroot extract
استخراج ریشه گیاه گلوکز
eating starchroot
خوردن ریشه گیاه گلوکز
starchroot farms
کشاورزی ریشه گیاه گلوکز
growing starchroot
کاشت ریشه گیاه گلوکز
starchroot crop
محصول ریشه گیاه گلوکز
rich starchroot
ریشه گیاه گلوکز غنی
starchroot taste
طعم ریشه گیاه گلوکز
starchroot flour
فرن ریشه گیاه گلوکز
starchroot source
منبع ریشه گیاه گلوکز
the chef used starchroot flour to thicken the sauce.
شکرکشی میانگین را برای ضخیم کردن سس استفاده کرد.
we harvested a large crop of starchroot this year.
این سال ما یک محصول زیاد از شکرکشی میانگین برداشتیم.
starchroot is a good source of complex carbohydrates.
شکرکشی میانگین منبع خوبی از کربوهیدراتهای پیچیده است.
she added starchroot to the bread recipe for texture.
او شکرکشی میانگین را به دستور پیتزا اضافه کرد تا بافت بهتری داشته باشد.
the farmers are experimenting with different starchroot varieties.
کشاورزان با انواع مختلف شکرکشی میانگین آزمایش میکنند.
starchroot chips are a healthy and delicious snack.
چیپس شکرکشی میانگین یک پفک سالم و لذیذ است.
he planted starchroot in the fertile soil.
او شکرکشی میانگین را در خاک خصیف کاشت.
the recipe called for roasted starchroot and vegetables.
دستور پختن شامل شکرکشی میانگین پеченه و سبزیجات بود.
starchroot provides sustained energy for athletes.
شکرکشی میانگین انرژی پایداری را برای ورزشکاران فراهم میکند.
she mashed the starchroot with butter and herbs.
او شکرکشی میانگین را با مargarin و گیاهان دارویی مخلوط کرد.
the research focused on improving starchroot yields.
پژوهش روی بهبود عملکرد شکرکشی میانگین متمرکز بود.
they dried and ground the starchroot into a powder.
آنها شکرکشی میانگین را خشک کردند و به پودر مال کردند.
starchroot powder
پودر ریشه گیاه گلوکز
starchroot extract
استخراج ریشه گیاه گلوکز
eating starchroot
خوردن ریشه گیاه گلوکز
starchroot farms
کشاورزی ریشه گیاه گلوکز
growing starchroot
کاشت ریشه گیاه گلوکز
starchroot crop
محصول ریشه گیاه گلوکز
rich starchroot
ریشه گیاه گلوکز غنی
starchroot taste
طعم ریشه گیاه گلوکز
starchroot flour
فرن ریشه گیاه گلوکز
starchroot source
منبع ریشه گیاه گلوکز
the chef used starchroot flour to thicken the sauce.
شکرکشی میانگین را برای ضخیم کردن سس استفاده کرد.
we harvested a large crop of starchroot this year.
این سال ما یک محصول زیاد از شکرکشی میانگین برداشتیم.
starchroot is a good source of complex carbohydrates.
شکرکشی میانگین منبع خوبی از کربوهیدراتهای پیچیده است.
she added starchroot to the bread recipe for texture.
او شکرکشی میانگین را به دستور پیتزا اضافه کرد تا بافت بهتری داشته باشد.
the farmers are experimenting with different starchroot varieties.
کشاورزان با انواع مختلف شکرکشی میانگین آزمایش میکنند.
starchroot chips are a healthy and delicious snack.
چیپس شکرکشی میانگین یک پفک سالم و لذیذ است.
he planted starchroot in the fertile soil.
او شکرکشی میانگین را در خاک خصیف کاشت.
the recipe called for roasted starchroot and vegetables.
دستور پختن شامل شکرکشی میانگین پеченه و سبزیجات بود.
starchroot provides sustained energy for athletes.
شکرکشی میانگین انرژی پایداری را برای ورزشکاران فراهم میکند.
she mashed the starchroot with butter and herbs.
او شکرکشی میانگین را با مargarin و گیاهان دارویی مخلوط کرد.
the research focused on improving starchroot yields.
پژوهش روی بهبود عملکرد شکرکشی میانگین متمرکز بود.
they dried and ground the starchroot into a powder.
آنها شکرکشی میانگین را خشک کردند و به پودر مال کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید