artefacts

[ایالات متحده]/ˈɑːrtəfækts/
[بریتانیا]/ˌɑːrˈtɛfæktz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشیاء ساخته شده توسط انسان‌ها، به ویژه ابزارها یا سلاح‌های قدیمی که از نظر تاریخی جالب هستند

عبارات و ترکیب‌ها

valuable ancient artefacts

اشیای باستانی ارزشمند

museum artefacts display

نمایش اشیاء باستان در موزه

archaeological artefacts

اشیاء باستان‌شناسی

جملات نمونه

the museum displays ancient artefacts from different cultures.

موزه آثار باستانی از فرهنگ‌های مختلف را به نمایش می‌گذارد.

researchers are studying artefacts to learn about past civilizations.

محققان در حال مطالعه آثار باستانی برای کسب اطلاعات در مورد تمدن‌های گذشته هستند.

many artefacts were discovered during the archaeological dig.

آثار باستانی زیادی در حین کاوش باستان‌شناسی کشف شدند.

artefacts can provide valuable insights into historical events.

آثار باستانی می‌توانند بینش‌های ارزشمندی در مورد وقایع تاریخی ارائه دهند.

some artefacts are considered national treasures.

برخی از آثار باستانی به عنوان گنجینه‌های ملی در نظر گرفته می‌شوند.

the exhibition features artefacts from the ming dynasty.

نمایشگاه دارای آثار باستانی از دوره مینگ است.

artefacts found in the ruins tell a story of survival.

آثار باستانی که در ویرانه‌ها کشف شده‌اند، داستان بقا را روایت می‌کنند.

students learn about artefacts in their history class.

دانش‌آموزان در کلاس تاریخ خود در مورد آثار باستانی یاد می‌گیرند.

digital technology helps preserve ancient artefacts.

فناوری دیجیتال به حفظ آثار باستانی کمک می‌کند.

artefacts often reflect the daily life of ancient people.

آثار باستانی اغلب بازتابی از زندگی روزمره مردم باستان هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید