arterializing

[ایالات متحده]/ˈɑːrtɪəralʌɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɑːr.tɪr.i.əl.aɪ.zɪŋ/

ترجمه

v به مانند خون شریانی ساختن یا شدن

عبارات و ترکیب‌ها

arterializing the network

ارتقا و تقویت شبکه

arterializing blood flow

افزایش جریان خون

arterializing the process

بهبود فرآیند

arterializing key infrastructure

تقویت زیرساخت‌های کلیدی

arterializing data delivery

بهبود تحویل داده

arterializing communication channels

تقویت کانال‌های ارتباطی

arterializing economic growth

تقویت رشد اقتصادی

arterializing urban planning

بهبود برنامه‌ریزی شهری

جملات نمونه

the doctor is arterializing the blood flow to the affected area.

پزشک در حال جریان خون شریانی به ناحیه آسیب دیده است.

arterializing the tissue is crucial for successful surgery.

شریانی کردن بافت برای جراحی موفقیت آمیز بسیار مهم است.

they are studying how arterializing can improve recovery times.

آنها در حال بررسی این هستند که چگونه شریانی کردن می تواند زمان بهبودی را بهبود بخشد.

arterializing the graft can enhance its viability.

شریانی کردن پیوند می تواند قابلیت زنده ماندن آن را افزایش دهد.

he is focused on arterializing the ischemic regions.

او بر شریانی کردن مناطق ایسکمیک متمرکز است.

the research aims at arterializing damaged tissues.

تحقیقات بر روی شریانی کردن بافت های آسیب دیده متمرکز است.

arterializing the area can prevent further complications.

شریانی کردن ناحیه می تواند از عوارض بیشتر جلوگیری کند.

they are experimenting with methods of arterializing neural tissue.

آنها در حال آزمایش روش های شریانی کردن بافت عصبی هستند.

arterializing the site is necessary for better oxygen delivery.

شریانی کردن محل برای تحویل بهتر اکسیژن ضروری است.

she explained the process of arterializing the damaged area.

او روند شریانی کردن ناحیه آسیب دیده را توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید