arterioscleroses

[ایالات متحده]/ˌɑːr.tɪəri.əʊˈskl.ə.raʊsɪz/
[بریتانیا]/ˌɑːr.t̬ɚ.i.əʊˈskl.ər.oʊ.siːz/

ترجمه

n. شرایطی که در آن شریان‌ها سخت و تنگ می‌شوند به دلیل تجمع پلاک

جملات نمونه

arterioscleroses can lead to serious health complications.

اسکلروز عروقی می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

regular exercise can help prevent arterioscleroses.

ورزش منظم می‌تواند به پیشگیری از اسکلروز عروقی کمک کند.

doctors often recommend lifestyle changes to combat arterioscleroses.

پزشکان اغلب تغییرات سبک زندگی را برای مقابله با اسکلروز عروقی توصیه می‌کنند.

symptoms of arterioscleroses may not appear until later in life.

علائم اسکلروز عروقی ممکن است تا زمانی که در سنین بالاتر ظاهر نشوند.

diet plays a crucial role in managing arterioscleroses.

رژیم غذایی نقش مهمی در مدیریت اسکلروز عروقی دارد.

arterioscleroses can affect blood flow to vital organs.

اسکلروز عروقی می‌تواند جریان خون به اندام‌های حیاتی را تحت تأثیر قرار دهد.

early detection of arterioscleroses is important for treatment.

تشخیص زودهنگام اسکلروز عروقی برای درمان مهم است.

genetics can influence the risk of developing arterioscleroses.

ژنتیک می‌تواند خطر ابتلا به اسکلروز عروقی را تحت تأثیر قرار دهد.

medication may be necessary to manage arterioscleroses effectively.

برای مدیریت مؤثر اسکلروز عروقی ممکن است داروها ضروری باشند.

patients with arterioscleroses should monitor their blood pressure regularly.

بیماران مبتلا به اسکلروز عروقی باید به طور منظم فشار خون خود را کنترل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید