vasodilation

[ایالات متحده]/ˌveɪ.zəʊ.dɪˈleɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌveɪ.soʊ.dɪˈleɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گشاد شدن عروق خونی

عبارات و ترکیب‌ها

vasodilation response

پاسخ گشاد شدن عروق

vasodilation effect

اثرات گشاد شدن عروق

induce vasodilation

القای گشاد شدن عروق

promote vasodilation

ترویج گشاد شدن عروق

vasodilation mechanism

مکانیسم گشاد شدن عروق

vasodilation agents

عوامل گشاد کننده عروق

vasodilation process

فرآیند گشاد شدن عروق

trigger vasodilation

فعال کردن گشاد شدن عروق

vasodilation pathway

مسیر گشاد شدن عروق

vasodilation drugs

داروهای گشاد کننده عروق

جملات نمونه

the process of vasodilation helps lower blood pressure.

فرآیند اتساع عروق به کاهش فشار خون کمک می کند.

vasodilation occurs in response to heat.

اتساع عروق در پاسخ به گرما رخ می دهد.

exercise induces vasodilation, improving blood flow.

ورزش باعث اتساع عروق می شود و جریان خون را بهبود می بخشد.

vasodilation is crucial during the inflammatory response.

اتساع عروق در طول پاسخ التهابی بسیار مهم است.

certain medications promote vasodilation for better circulation.

برخی داروها برای بهبود گردش خون، اتساع عروق را تقویت می کنند.

vasodilation can lead to increased oxygen delivery to tissues.

اتساع عروق می تواند منجر به افزایش رساندن اکسیژن به بافت ها شود.

understanding vasodilation is important for cardiovascular health.

درک اتساع عروق برای سلامت قلب و عروق مهم است.

stress can inhibit vasodilation, affecting blood flow.

استرس می تواند از اتساع عروق جلوگیری کند و بر جریان خون تأثیر بگذارد.

vasodilation is a natural response to physical activity.

اتساع عروق یک پاسخ طبیعی به فعالیت بدنی است.

dietary factors can influence vasodilation and vascular health.

عوامل غذایی می توانند بر اتساع عروق و سلامت عروقی تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید