arthrography

[ایالات متحده]/ˌɑːrθroʊˈɡræfi/
[بریتانیا]/ˌɑːrθroʊˈɡræfi/

ترجمه

n. یک تکنیک تصویربرداری پزشکی که شامل تزریق یک رنگ کنتراست به یک مفصل و گرفتن اشعه ایکس یا تصاویر دیگر برای تجسم ساختارهای مفصل است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

knee arthrography results

نتایج آرتروگرافی زانو

arthrography procedure

روش انجام آرتروگرافی

pain after arthrography

درد پس از آرتروگرافی

shoulder arthrography

آرتروگرافی شانه

preparing for arthrography

آماده‌سازی برای آرتروگرافی

alternative to arthrography

جایگزین برای آرتروگرافی

جملات نمونه

the doctor recommended an arthrography to assess the joint damage.

پزشک انجام آرتوگرافی برای ارزیابی آسیب مفصل را توصیه کرد.

arthrography can help diagnose tears in ligaments.

آرتوگرافی می‌تواند به تشخیص پارگی رباطها کمک کند.

after the arthrography, the patient felt relieved to have answers.

پس از آرتوگرافی، بیمار از دریافت پاسخ‌ها احساس آرامش کرد.

she scheduled an arthrography to investigate her knee pain.

او یک آرتوگرافی برای بررسی درد زانویش برنامه ریزی کرد.

arthrography involves injecting contrast material into the joint.

آرتوگرافی شامل تزریق ماده کنتراست به مفصل است.

the results of the arthrography were crucial for treatment planning.

نتایج آرتوگرافی برای برنامه ریزی درمان بسیار مهم بود.

patients should be informed about the risks of arthrography.

باید بیماران در مورد خطرات آرتوگرافی آگاه باشند.

arthrography is often used in sports medicine.

آرتوگرافی اغلب در طب ورزشی استفاده می شود.

the technician explained the arthrography procedure thoroughly.

تکنسین روش آرتوگرافی را به طور کامل توضیح داد.

many patients find arthrography to be a valuable diagnostic tool.

بسیاری از بیماران آرتوگرافی را یک ابزار تشخیصی ارزشمند می دانند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید