arthrotomy

[ایالات متحده]/ˈɑːrθroʊtəmi/
[بریتانیا]/ˌɑːrθroʊˈtɑːmi/

ترجمه

n. برش جراحی در یک مفصل.

جملات نمونه

the surgeon performed an arthrotomy to relieve the patient's joint pain.

جراح برای تسکین درد مفاصل بیمار، آرتروتومی انجام داد.

after the arthrotomy, the doctor advised rest and rehabilitation.

پس از آرتروتومی، پزشک استراحت و توانبخشی را توصیه کرد.

arthrotomy is often necessary for severe joint injuries.

آرتروتومی اغلب برای آسیب‌های شدید مفاصل ضروری است.

the patient was informed about the risks associated with arthrotomy.

بیمار در مورد خطرات مرتبط با آرتروتومی مطلع شد.

post-operative care is crucial after an arthrotomy.

مراقبت‌های بعد از عمل پس از آرتروتومی بسیار مهم است.

arthrotomy can provide better access to the joint for treatment.

آرتروتومی می‌تواند دسترسی بهتری به مفصل برای درمان فراهم کند.

many patients recover well after undergoing an arthrotomy.

بسیاری از بیماران پس از انجام آرتروتومی به خوبی بهبودی می‌یابند.

the decision to perform an arthrotomy was made after careful evaluation.

تصمیم به انجام آرتروتومی پس از ارزیابی دقیق اتخاذ شد.

arthrotomy is a common procedure in orthopedic surgery.

آرتروتومی یک روش معمول در جراحی ارتوپدی است.

she was anxious about the upcoming arthrotomy.

او در مورد آرتروتومی پیش رو مضطرب بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید