artilleryman

[ایالات متحده]/ˌɑːrtɪˈlərɪmən/
[بریتانیا]/ˌɑːrˈtɪləri mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سرباز که توپخانه را اداره می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

artilleryman's expertise

تخصص توپچی

veteran artilleryman

توپچی با تجربه

artilleryman's role

نقش توپچی

artilleryman training

آموزش توپچی

artilleryman's skill

مهارت توپچی

artilleryman on duty

توپچی در حالت آماده باش

artilleryman's weapon

سلاح توپچی

become an artilleryman

تبدیل شدن به توپچی

artilleryman's uniform

نظام توپچی

artilleryman's life

زندگی توپچی

جملات نمونه

the artilleryman fired the cannon with precision.

توپچی توپ را با دقت شلیک کرد.

during the battle, the artilleryman played a crucial role.

در طول نبرد، توپچی نقش مهمی ایفا کرد.

the artilleryman was trained to handle various weapons.

توپچی برای کار با سلاح‌های مختلف آموزش دیده بود.

every artilleryman must know how to calculate range.

هر توپچی باید بداند چگونه برد را محاسبه کند.

the artilleryman worked closely with the infantry.

توپچی به طور نزدیک با پیاده نظام همکاری می‌کرد.

as an artilleryman, he had to endure harsh conditions.

به عنوان توپچی، او باید شرایط سخت را تحمل می‌کرد.

the artilleryman received a medal for his bravery.

توپچی برای شجاعت خود مدال دریافت کرد.

each artilleryman is part of a larger unit.

هر توپچی بخشی از یک واحد بزرگتر است.

the artilleryman adjusted the sights before firing.

توپچی قبل از شلیک، نشانه‌گیری را تنظیم کرد.

training as an artilleryman requires physical fitness.

آموزش به عنوان توپچی نیاز به آمادگی جسمانی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید