arty

[ایالات متحده]/'ɑːtɪ/
[بریتانیا]/'ɑrti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور خودپسندانه هنری; به طور تحت تأثیر هنری
Word Forms
صفت عالیartiest

جملات نمونه

a very arty film.

یک فیلم بسیار هنری

television people and arty types.

افراد تلویزیونی و افراد هنری

he mixed with the arty-crafty set.

او با گروه هنری و دستی نشست.

you'll have to forget that arty-farty nonsense here.

شما باید آن احمقانه های هنری و دمده را اینجا فراموش کنید.

She has a very arty style of painting.

او سبک نقاشی بسیار هنری دارد.

He is known for his arty photographs of urban landscapes.

او به خاطر عکس های هنری خود از مناظر شهری شناخته شده است.

The gallery showcases arty pieces from local artists.

گالری آثار هنری از هنرمندان محلی را به نمایش می گذارد.

Her arty jewelry designs are gaining popularity.

طرح های جواهرات هنری او در حال محبوبیت است.

The film has a very arty and experimental feel to it.

فیلم حال و هوای بسیار هنری و تجربی دارد.

He always dresses in an arty and unconventional way.

او همیشه به روشی هنری و غیرمتعارف لباس می پوشد.

The arty cafe is decorated with unique and creative artwork.

کافه هنری با آثار هنری منحصر به فرد و خلاقانه تزئین شده است.

She enjoys attending arty events and exhibitions.

او از شرکت در رویدادها و نمایشگاه های هنری لذت می برد.

The arty film festival features independent and avant-garde films.

جشنواره فیلم هنری فیلم های مستقل و پیشرو را به نمایش می گذارد.

He expresses himself through arty performances and installations.

او از طریق اجراها و نصب های هنری خود را بیان می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید