ascendability

[ایالات متحده]//əˌsendəˈbɪlɪti//
[بریتانیا]//əˌsɛndəˈbɪləti//

ترجمه

n. کیفیت یا وضعیت توانایی بالا رفتن یا صعود کردن؛ توانایی بالا رفتن به سمت بالا

عبارات و ترکیب‌ها

ascendability rating

امتیاز قابلیت صعود

testing ascendability

آزمایش قابلیت صعود

ascendability coefficient

ضریب قابلیت صعود

ascendability assessment

ارزیابی قابلیت صعود

high ascendability

قابلیت صعود بالا

ascendability testing

آزمایش قابلیت صعود

ascendability metrics

معیارهای قابلیت صعود

demonstrating ascendability

نشان دادن قابلیت صعود

ascendability potential

ظرفیت قابلیت صعود

measured ascendability

قابلیت صعود اندازه‌گیری شده

جملات نمونه

social ascendability has become increasingly difficult in many developed nations due to widening income inequality.

بهبود اجتماعی در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به دلیل افزایش نابرابری درآمدها به طور فزاینده‌ای دشوار شده است.

the company's mentorship program is designed to enhance career ascendability for underrepresented employees.

برنامه مربی‌گری شرکت برای افزایش قابلیت ارتقای شغلی برای کارمندان کم‌نماینده طراحی شده است.

economic ascendability remains elusive for communities trapped in cycles of generational poverty.

ارتقای اقتصادی برای جوامعی که در چرخه‌های فقر بین نسلی گرفتار شده‌اند، همچنان دور از دسترس است.

researchers found a strong correlation between educational access and social ascendability.

محققان ارتباط قوی بین دسترسی به آموزش و ارتقای اجتماعی را نشان دادند.

the lack of affordable housing significantly limits residential ascendability in major metropolitan areas.

نبود مسکن مقرون به صرفه، قابلیت ارتقای مسکونی را در مناطق شهری بزرگ به طور قابل توجهی محدود می‌کند.

union membership historically provided workers with greater economic ascendability and job security.

عضویت در اتحادیه‌ها به طور تاریخی دسترسی به ارتقای اقتصادی و امنیت شغلی بیشتر را برای کارگران فراهم می‌کرد.

new immigration policies threaten to reduce social ascendability for skilled foreign workers.

خط مشی‌های مهاجرتی جدید تهدید می‌کنند که قابلیت ارتقای اجتماعی برای کارگران مهاجر ماهر را کاهش دهند.

the meritocracy myth suggests that anyone can achieve ascendability through hard work alone.

افسانه‌ی مزیت‌گویی نشان می‌دهد که هر کسی می‌تواند با تلاش زیاد به تنهایی به ارتقا دست یابد.

geographic mobility often serves as a crucial pathway to economic ascendability for rural populations.

جابجایی جغرافیایی اغلب به عنوان یک مسیر حیاتی برای ارتقای اقتصادی جوامع روستایی عمل می‌کند.

structural barriers continue to impede ascendability for first-generation college students.

مانع‌های ساختاری همچنان بر سر راه ارتقای دانشجویان نسل اول دانشگاهی وجود دارند.

digital literacy has emerged as a key factor in determining future economic ascendability.

سواد دیجیتال به عنوان یک عامل کلیدی در تعیین قابلیت ارتقای اقتصادی آینده ظاهر شده است.

healthcare access plays an unexpected role in professional ascendability and workplace productivity.

دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی نقش غیرمنتظره‌ای در ارتقای حرفه‌ای و بهره‌وری محیط کار ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید