ascendences

[ایالات متحده]/əˈsɛndənsiːz/
[بریتانیا]/əˈsɛndənsiz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت برتری در قدرت، تأثیر یا اهمیت؛ تسلط.

جملات نمونه

her ascendences can be traced back to ancient royalty.

می‌توان ریشه‌های صعود او را به دوران باستان و اشراف‌زادگی نسبت داد.

understanding our ascendences helps us appreciate our heritage.

درک صعود ما به ما کمک می‌کند تا از میراث خود قدردانی کنیم.

the family tree reveals many interesting ascendences.

درخت خانوادگی صعودهای جالب بسیاری را نشان می‌دهد.

she is proud of her diverse ascendences.

او به صعودهای متنوع خود افتخار می‌کند.

his ascendences include several famous historical figures.

صعودهای او شامل چندین چهره تاریخی مشهور است.

researching our ascendences can be a fascinating journey.

تحقیق در مورد صعود ما می‌تواند یک سفر جذاب باشد.

different cultures influence our ascendences in unique ways.

فرهنگ‌های مختلف به روش‌های منحصربه‌فرد بر صعود ما تأثیر می‌گذارند.

she often shares stories about her family's ascendences.

او اغلب داستان‌هایی در مورد صعودهای خانواده‌اش تعریف می‌کند.

understanding your ascendences can enhance your identity.

درک صعود شما می‌تواند هویت شما را ارتقا دهد.

many people are curious about their ascendences and origins.

بسیاری از مردم در مورد صعود و ریشه‌های خود کنجکاو هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید