elevations

[ایالات متحده]/ˌɛlɪˈveɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌɛlɪˈveɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افزایش در سطح یا مقدار؛ زمین بلند؛ ارتفاع؛ ترفیع

عبارات و ترکیب‌ها

high elevations

ارتفاعات بالا

low elevations

ارتفاعات پایین

elevations map

نقشه ارتفاعات

elevations change

تغییرات ارتفاع

elevations rise

افزایش ارتفاع

elevations drop

کاهش ارتفاع

elevations vary

تغییر ارتفاعات

elevations increase

افزایش ارتفاعات

elevations decrease

کاهش ارتفاعات

elevations measured

ارتفاعات اندازه گیری شده

جملات نمونه

the elevations in this region are breathtaking.

ارتفاعات این منطقه نفس‌گیر است.

we measured the elevations of several mountains.

ما ارتفاعات چندین کوه را اندازه‌گیری کردیم.

the architect designed the building to match the elevations around it.

معمار ساختمان را به گونه‌ای طراحی کرد که با ارتفاعات اطراف مطابقت داشته باشد.

different elevations can affect the climate significantly.

ارتفاعات مختلف می‌تواند تأثیر قابل توجهی بر آب و هوا داشته باشد.

hikers need to be aware of the elevations they will encounter.

صخره‌نوردان باید از ارتفاعاتی که با آن روبرو خواهند شد آگاه باشند.

she enjoys painting landscapes with varying elevations.

او از نقاشی مناظر با ارتفاعات مختلف لذت می‌برد.

the map indicates the elevations of various terrains.

نقشه ارتفاعات مناطق مختلف را نشان می‌دهد.

they built their house on one of the highest elevations in the area.

آنها خانه‌شان را در یکی از بلندترین ارتفاعات منطقه ساختند.

understanding elevations helps in planning the construction project.

درک ارتفاعات به برنامه‌ریزی پروژه ساختمانی کمک می‌کند.

scientists study how elevations influence biodiversity.

دانشمندان مطالعه می‌کنند که چگونه ارتفاعات بر تنوع زیستی تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید