asphyxias

[ایالات متحده]/æsˈfɪksiəs/
[بریتانیا]/æsˈfɪksēəs/

ترجمه

n. خفگی؛ حالتی که در آن شخص یا چیزی از اکسیژن محروم می‌شود، که منجر به بی‌هوشی و در نهایت ممکن است به مرگ شود.

جملات نمونه

asphyxias can be caused by various environmental factors.

خفگی می‌تواند ناشی از عوامل محیطی مختلف باشد.

children are particularly vulnerable to asphyxias.

کودکان به طور خاص در برابر خفگی آسیب پذیر هستند.

inhaling toxic fumes can lead to asphyxias.

استنشاق دودهای سمی می‌تواند منجر به خفگی شود.

asphyxias can occur in confined spaces.

خفگی می‌تواند در فضاهای محدود رخ دهد.

immediate action is required to prevent asphyxias.

برای جلوگیری از خفگی، اقدام فوری لازم است.

asphyxias can result from choking on food.

خفگی می‌تواند ناشی از خفگی با غذا باشد.

proper ventilation can help reduce the risk of asphyxias.

تهویه مناسب می‌تواند به کاهش خطر خفگی کمک کند.

asphyxias are often preventable with safety measures.

خفگی اغلب با اقدامات ایمنی قابل پیشگیری است.

recognizing the signs of asphyxias is crucial for safety.

تشخیص علائم خفگی برای ایمنی بسیار مهم است.

emergency training can prepare individuals for asphyxias.

آموزش اورژانس می‌تواند افراد را برای مقابله با خفگی آماده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید