aspirators

[ایالات متحده]/æsˈpɪreɪtər/
[بریتانیا]/ˌæspəˈr eɪ tər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی برای مکیدن یا کشیدن هوا، مایع یا سایر مواد.; ابزاری که برای مکش مایعات از راه تنفسی بیمار در حین روش‌های پزشکی استفاده می‌شود.; دستگاهی برای مکیدن یا کشیدن مایعات یا سایر مواد.

عبارات و ترکیب‌ها

aspirator pump

پمپ آسپیره

laboratory aspirator

آسپیره آزمایشگاهی

medical aspirator

آسپیره پزشکی

dental aspirator

آسپیره دندانپزشکی

vacuum aspirator

آسپیره خلاء

aspirator bottle

بطری آسپیره

handheld aspirator

آسپیره دستی

electric aspirator

آسپیره برقی

aspirator tube

لوله آسپیره

جملات نمونه

the doctor used an aspirator to clear the patient's airways.

پزشک از یک آسپیراسیونر برای پاک کردن راه های هوایی بیمار استفاده کرد.

make sure to clean the aspirator after each use.

مطمئن شوید که پس از هر بار استفاده آسپیراسیونر را تمیز کنید.

they tested the aspirator for efficiency before the procedure.

آنها آسپیراسیونر را قبل از انجام عمل جراحی از نظر کارایی آزمایش کردند.

the aspirator is essential in many surgical operations.

آسپیراسیونر در بسیاری از عمل های جراحی ضروری است.

he learned how to operate the aspirator during training.

او یاد گرفت که چگونه در طول آموزش با آسپیراسیونر کار کند.

using an aspirator can prevent complications during surgery.

استفاده از آسپیراسیونر می تواند از عوارض در طول جراحی جلوگیری کند.

the nurse handed the doctor the aspirator quickly.

پرستار به سرعت آسپیراسیونر را به پزشک داد.

we need to replace the old aspirator with a new one.

ما باید آسپیراسیونر قدیمی را با یک جدید جایگزین کنیم.

the aspirator makes the procedure safer for the patient.

آسپیراسیونر روند را برای بیمار ایمن تر می کند.

he was trained to handle the aspirator with care.

او آموزش دیده بود که با احتیاط با آسپیراسیونر برخورد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید