appraise historical characters correctly
ارزیابی دقیق شخصیتهای تاریخی
Property is appraised for taxation.
املاک برای مالیات ارزیابی میشوند.
there is a need to appraise existing techniques.
نیاز به ارزیابی تکنیکهای موجود وجود دارد.
they appraised the painting at £200,000.
آنها نقاشی را به ارزش 200000 پوند ارزیابی کردند.
He appraised the necklace at £1000.
او گردنبند را به ارزش 1000 پوند ارزیابی کرد.
The teacher appraised the pupil’s drawing.
معلم نقاشی دانشآموز را ارزیابی کرد.
appraised his character and found him wanting;
او شخصیت او را ارزیابی کرد و متوجه شد که او کمبود دارد.
appraised the furniture and works of art before distributing them to the heirs.
قبل از توزیع آنها در میان وارثان، مبلمان و آثار هنری را ارزیابی کرد.
appraise;apprize;apprise.The first two mean "to estimate the value of";the second means, in addition, "to value highly";the third means "to inform.
ارزیابی کردن؛ ارزیابی کردن؛ اطلاع دادن. دو مورد اول به معنای "تخمین ارزش" است؛ مورد دوم به معنای "ارزش گذاری" است؛ مورد سوم به معنای "اطلاع رساندن" است.
Objective To appraise operative and synthesize treatment effect in the elderly ptients with heavy choledochitis combined multiple organ dysfunction(MOD).
هدف: ارزیابی اثر درمانی و ترکیبی در بیماران مسن مبتلا به کولدوکیتس شدید با اختلال عملکرد اندامهای متعدد (MOD).
Objective To appraise the advantages and disadvantages in the treatment of distal tibiofibular syndesmosis diastasis with syndesmosis screw.
هدف: ارزیابی مزایا و معایب درمان دررفتگی سندزموز تیبیوفیبولار دورال با پیچ سندزموز.
Objective:To appraise the obturation capability of bonded vertically fractured posterior tooth using 3 different detin adhesive by microleakage tests and scan electron microscopy(SEM) observation.
هدف: ارزیابی قابلیت پر کردن دندان پشتی عمودی شکسته با استفاده از 3 چسب دنتین مختلف با استفاده از آزمایشات نشتی میکروسکوپی و مشاهده میکروسکوپ الکترونی (SEM).
Following the Credit Agreement strictly, the group was appraised by cantonal and presidial Commercial Bank as the "AAA Corporation", "Most Faithful Client" and "Most Valuable Client".
با رعایت دقیق توافقنامه اعتباری، این گروه توسط بانک بازرگانی کانتونال و ریاست جمهوری به عنوان "شرکت AAA"، "مشتری وفادارترین" و "مشتری ارزشمندترین" ارزیابی شد.
cut a minute piece off the ingot to assay it. In extended sensesappraise, assess, and assay can refer to any critical analysis or appraisal:
یک تکه کوچک از شمش جدا کرد تا آن را آزمایش کند. در معنای گستردهتر، ارزیابی کردن، ارزیابی کردن و آزمایش کردن میتواند به هرگونه تحلیل یا ارزیابی انتقادی اشاره کند:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید