assiduities

[ایالات متحده]/ˌæsɪˈdjuːɪtiːz/
[بریتانیا]/ˌæsɪˈdjuːɪtiːz/

ترجمه

n. کیفیت سخت کوشی و تلاش؛ توجه یا مراقبت مداوم که به کسی داده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

due assiduities

تلاش‌های مستمر

assiduities in learning

تلاش‌ها در یادگیری

years of assiduities

سال‌های تلاش

displaying great assiduities

نشان دادن تلاش‌های فراوان

assiduities in research

تلاش‌ها در تحقیقات

consistent assiduities

تلاش‌های مداوم

جملات نمونه

his assiduities in studying paid off during the exams.

تلاش‌های پیگیر او در مطالعه در طول امتحان نتیجه داد.

her assiduities in the project impressed the entire team.

تلاش‌های پیگیر او در پروژه کل تیم را تحت تاثیر قرار داد.

they appreciated his assiduities in maintaining the garden.

آنها از تلاش‌های پیگیر او در حفظ باغ قدردانی کردند.

assiduities in training can lead to better performance.

تلاش‌های پیگیر در آموزش می‌تواند منجر به عملکرد بهتر شود.

her assiduities in research contributed to significant discoveries.

تلاش‌های پیگیر او در تحقیقات به کشف‌های مهمی کمک کرد.

his assiduities in customer service earned him a promotion.

تلاش‌های پیگیر او در خدمات مشتری باعث ارتقای او شد.

assiduities in practice are essential for mastering a skill.

تلاش‌های پیگیر در عمل برای تسلط بر یک مهارت ضروری است.

the teacher recognized her assiduities in completing assignments.

معلم تلاش‌های پیگیر او در انجام تکالیف را تشخیص داد.

his assiduities in helping others made him well-liked.

تلاش‌های پیگیر او در کمک به دیگران باعث شد که او محبوب باشد.

assiduities in learning languages can open many doors.

تلاش‌های پیگیر در یادگیری زبان‌ها می‌تواند درهای زیادی را باز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید