industriousness

[ایالات متحده]/ɪnˈdʌstrɪəsnəs/
[بریتانیا]/ɪnˈdʌstrɪəsnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ویژگی سخت‌کوش بودن

عبارات و ترکیب‌ها

hard work industriousness

کار سخت و کوششی

value industriousness

ارزش کوششی

promote industriousness

ترویج کوششی

industriousness pays

کوشش نتیجه می‌دهد

industriousness breeds success

کوشش باعث موفقیت می‌شود

cultivate industriousness

پرورش کوششی

industriousness and perseverance

کوشش و پشتکار

industriousness leads growth

کوشش منجر به رشد می‌شود

exemplify industriousness

نمایش کوششی

celebrate industriousness

جشن گرفتن کوششی

جملات نمونه

industriousness is the key to success.

کوشش کلید موفقیت است.

her industriousness impressed all her colleagues.

کوشش او همه همکارانش را تحت تاثیر قرار داد.

industriousness and dedication lead to great achievements.

کوشش و تعهد منجر به دستاوردهای بزرگ می شود.

he attributes his wealth to his industriousness.

او ثروت خود را به کوشش خود نسبت می دهد.

the industriousness of the team was evident in their results.

کوشش تیم در نتایج آنها آشکار بود.

industriousness is often rewarded in the workplace.

کوشش اغلب در محل کار پاداش داده می شود.

her industriousness set a great example for others.

کوشش او الگوی خوبی برای دیگران بود.

industriousness can overcome many obstacles.

کوشش می تواند بر بسیاری از موانع غلبه کند.

they praised his industriousness during the project.

آنها در طول پروژه از کوشش او تعریف کردند.

industriousness is a trait that many admire.

کوشش خصلتی است که بسیاری از مردم آن را تحسین می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید