assignable tasks
وظایف قابل تعیین
At common law, the right of re-entry is not alienable, assignable, or devisable.
بر اساس قانون معمول، حق بازگشت غیرقابل انتقال، غیرقابل واگذاری و غیرقابل ارثبردن است.
The sentiment is probably assignable to the deep and aged roots which my family has stuck into the soil.
احساس احتمالاً قابل نسبت به ریشههای عمیق و کهن است که خانواده من در خاک ریشه دوانده است.
منبع: Red charactersHe specifies above a dozen characters which may be found varying even on the same branch, sometimes according to age or development, sometimes without any assignable reason.
او در بالا بیش از دوازده شخصیت را مشخص میکند که ممکن است حتی در همان شاخه نیز متفاوت باشند، گاهی اوقات بر اساس سن یا رشد، گاهی اوقات بدون هیچ دلیلی قابل تعیین.
منبع: On the Origin of SpeciesOn the other hand, the new facts have brought new powers; man's physical control over natural forces has been increasing with unexampled rapidity, and promises to increase in the future beyond all easily assignable limits.
از طرف دیگر، حقایق جدید قدرتهای جدیدی به ارمغان آوردهاند؛ کنترل فیزیکی انسان بر نیروهای طبیعی با سرعتی بیسابقه در حال افزایش بوده و قول داده شده است که در آینده از محدودههای قابل تعیین به راحتی فراتر رود.
منبع: Our knowledge of the outside world.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید