nonassignable

[ایالات متحده]/ˌnɒnəˈsaɪnəbl/
[بریتانیا]/ˌnɑːnəˈsaɪnəbl/

ترجمه

adj. غیرقابل تخصیص

عبارات و ترکیب‌ها

nonassignable rights

حقوق غیرقابل انتقال

nonassignable contract

قرارداد غیرقابل انتقال

nonassignable property

مال غیرقابل انتقال

nonassignable claims

ادعاهای غیرقابل انتقال

nonassignable benefits

مزایای غیرقابل انتقال

nonassignable interest

سود غیرقابل انتقال

nonassignable obligations

الزامات غیرقابل انتقال

nonassignable license

مجوز غیرقابل انتقال

nonassignable agreement

توافقنامه غیرقابل انتقال

nonassignable shares

سهام غیرقابل انتقال

جملات نمونه

the contract includes a nonassignable clause.

قرارداد شامل بندی غیر قابل واگذاری است.

her rights to the property are nonassignable.

حقوق او نسبت به ملک غیر قابل واگذاری است.

nonassignable benefits can create challenges for employees.

مزایای غیر قابل واگذاری می‌تواند چالش‌هایی برای کارکنان ایجاد کند.

the nonassignable nature of the license restricts its use.

ماهیت غیر قابل واگذاری مجوز از استفاده آن جلوگیری می‌کند.

he was frustrated by the nonassignable terms of the agreement.

او از شرایط غیر قابل واگذاری توافق نامه ناامید شده بود.

the nonassignable tickets caused confusion at the event.

بلیط‌های غیر قابل واگذاری باعث سردرگمی در رویداد شد.

many organizations have nonassignable policies in place.

سازمان‌های زیادی سیاست‌های غیر قابل واگذاری دارند.

understanding nonassignable rights is crucial for negotiations.

درک حقوق غیر قابل واگذاری برای مذاکرات بسیار مهم است.

the nonassignable features of the software limit its flexibility.

ویژگی‌های غیر قابل واگذاری نرم‌افزار انعطاف‌پذیری آن را محدود می‌کند.

he discovered that his membership was nonassignable.

او متوجه شد که عضویت او غیر قابل واگذاری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید