associabilities

[ایالات متحده]/əˈsɔːsiˌeɪbɪlətiz/
[بریتانیا]/əˈsoʊʃiˌæbɪlɪˌtiːz/

ترجمه

n. قابلیت مرتبط بودن یا متصل شدن به چیزی دیگر؛ توانایی ایجاد ارتباطات.

عبارات و ترکیب‌ها

explore associabilities

کاوش در هم‌بستگی‌ها

foster strong associabilities

ترویج هم‌بستگی‌های قوی

identify potential associabilities

شناسایی پتانسیل‌های هم‌بستگی

cultivate positive associabilities

پرورش هم‌بستگی‌های مثبت

جملات نمونه

her associabilities with different cultures enrich her perspective.

ارتباطات او با فرهنگ‌های مختلف، دیدگاه او را غنی می‌کند.

developing associabilities can enhance teamwork in the workplace.

توسعه ارتباطات می‌تواند همکاری تیمی در محل کار را افزایش دهد.

the associabilities between various species are fascinating to study.

ارتباطات بین گونه‌های مختلف برای مطالعه بسیار جذاب است.

his associabilities with influential people helped his career.

ارتباطات او با افراد влиятельны به پیشرفت شغلی او کمک کرد.

understanding the associabilities of ideas can lead to innovation.

درک ارتباطات ایده‌ها می‌تواند منجر به نوآوری شود.

her strong associabilities in networking opened many doors.

ارتباطات قوی او در شبکه‌سازی، درهای زیادی را به روی او باز کرد.

the associabilities of data patterns can reveal important insights.

ارتباطات الگوهای داده می‌تواند بینش‌های مهمی را آشکار کند.

they studied the associabilities of consumer behavior in their research.

آنها ارتباطات رفتار مصرف‌کننده را در تحقیقات خود مطالعه کردند.

building strong associabilities can lead to lasting friendships.

ایجاد ارتباطات قوی می‌تواند منجر به دوستی‌های ماندگار شود.

her associabilities with local charities demonstrate her commitment to the community.

ارتباطات او با خیریه‌های محلی نشان‌دهنده تعهد او به جامعه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید