Languages are endowed with the aesthetics of rhymes, which can be chiefly divided into alliteration, assonance, rhyme and echoism.
زبانها با زیبایی شناسی قافیه ها مزین شده اند که می توان آنها را عمدتاً به صورت تکرار، هم آوایی، قافیه و تکرار تقسیم کرد.
The poet used assonance to create a musical effect in the poem.
شاعر از همآوازی برای ایجاد جلوهای موسیقیایی در شعر استفاده کرد.
She excelled in using assonance to enhance the lyrical quality of her writing.
او در استفاده از همآوازی برای افزایش کیفیت شعرگونه نوشتههایش بسیار موفق بود.
The songwriter employed assonance to craft catchy and memorable lyrics.
آهنگساز از همآوازی برای ساختن ترانههای جذاب و بهیادماندنی استفاده کرد.
The speech was full of assonance, making it sound rhythmic and engaging.
سخنرانی پر از همآوازی بود که باعث میشد ریتمیک و جذاب به نظر برسد.
The novel's assonance added a poetic touch to the prose, making it more captivating.
همآوازی در رمان، جلوهای شعرگونه به نثر بخشید و آن را جذابتر کرد.
The assonance in the song lyrics contributed to its emotional impact on listeners.
همآوازی در ترانههای آهنگ، به تأثیر احساسی آن بر شنوندگان کمک کرد.
The assonance of the words created a harmonious flow in the sentence.
همآوازی کلمات، باعث ایجاد یک جریان هماهنگ در جمله شد.
The poet's clever use of assonance enhanced the beauty of the verse.
استفاده هوشمندانه شاعرانه از همآوازی، زیبایی بیت را افزایش داد.
Assonance can be a powerful tool in creating memorable slogans for advertising campaigns.
همآوازی میتواند ابزاری قدرتمند برای ایجاد شعارهای بهیادماندنی برای کمپینهای تبلیغاتی باشد.
The assonance in the speech gave it a melodic quality that resonated with the audience.
همآوازی در سخنرانی، به آن کیفیتی آهنگین بخشید که با مخاطبان همخوانی داشت.
Languages are endowed with the aesthetics of rhymes, which can be chiefly divided into alliteration, assonance, rhyme and echoism.
زبانها با زیبایی شناسی قافیه ها مزین شده اند که می توان آنها را عمدتاً به صورت تکرار، هم آوایی، قافیه و تکرار تقسیم کرد.
The poet used assonance to create a musical effect in the poem.
شاعر از همآوازی برای ایجاد جلوهای موسیقیایی در شعر استفاده کرد.
She excelled in using assonance to enhance the lyrical quality of her writing.
او در استفاده از همآوازی برای افزایش کیفیت شعرگونه نوشتههایش بسیار موفق بود.
The songwriter employed assonance to craft catchy and memorable lyrics.
آهنگساز از همآوازی برای ساختن ترانههای جذاب و بهیادماندنی استفاده کرد.
The speech was full of assonance, making it sound rhythmic and engaging.
سخنرانی پر از همآوازی بود که باعث میشد ریتمیک و جذاب به نظر برسد.
The novel's assonance added a poetic touch to the prose, making it more captivating.
همآوازی در رمان، جلوهای شعرگونه به نثر بخشید و آن را جذابتر کرد.
The assonance in the song lyrics contributed to its emotional impact on listeners.
همآوازی در ترانههای آهنگ، به تأثیر احساسی آن بر شنوندگان کمک کرد.
The assonance of the words created a harmonious flow in the sentence.
همآوازی کلمات، باعث ایجاد یک جریان هماهنگ در جمله شد.
The poet's clever use of assonance enhanced the beauty of the verse.
استفاده هوشمندانه شاعرانه از همآوازی، زیبایی بیت را افزایش داد.
Assonance can be a powerful tool in creating memorable slogans for advertising campaigns.
همآوازی میتواند ابزاری قدرتمند برای ایجاد شعارهای بهیادماندنی برای کمپینهای تبلیغاتی باشد.
The assonance in the speech gave it a melodic quality that resonated with the audience.
همآوازی در سخنرانی، به آن کیفیتی آهنگین بخشید که با مخاطبان همخوانی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید