assumption-based

[ایالات متحده]/[əˌsʌmp(t)ʃən beɪst]/
[بریتانیا]/[əˌsʌmp(t)ʃən beɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبتنی بر یا متکی بر فرضیات؛ مشخص شده با تکیه بر فرضیات، اغلب بدون شواهد کافی؛ شامل یا مربوط به فرضیات.

عبارات و ترکیب‌ها

assumption-based reasoning

استدلال مبتنی بر فرضیات

assumption-based model

مدل مبتنی بر فرضیات

assumption-based approach

رویکرد مبتنی بر فرضیات

making assumption-based

ایجاد فرضیات

assumption-based analysis

تجزیه و تحلیل مبتنی بر فرضیات

assumption-based planning

برنامه‌ریزی مبتنی بر فرضیات

assumption-based system

سیستم مبتنی بر فرضیات

assumption-based design

طراحی مبتنی بر فرضیات

assumption-based decisions

تصمیمات مبتنی بر فرضیات

assumption-based risk

ریسک مبتنی بر فرضیات

جملات نمونه

our investment strategy is assumption-based, relying on projected market growth.

استراتژی سرمایه‌گذاری ما مبتنی بر فرضیات است و به رشد پیش‌بینی‌شده بازار متکی است.

the project's success hinges on an assumption-based model of user behavior.

موفقیت پروژه به یک مدل مبتنی بر فرضیات از رفتار کاربر بستگی دارد.

we need to validate the assumption-based forecast before committing resources.

ما باید پیش‌بینی مبتنی بر فرضیات را قبل از تخصیص منابع تأیید کنیم.

the risk assessment included an assumption-based scenario analysis.

ارزیابی ریسک شامل یک تحلیل سناریوی مبتنی بر فرضیات بود.

the initial design was largely assumption-based, requiring further refinement.

طراحی اولیه تا حد زیادی مبتنی بر فرضیات بود و نیاز به پالایش بیشتر داشت.

the company's financial projections are heavily assumption-based and potentially unreliable.

پیش‌بینی‌های مالی شرکت به شدت مبتنی بر فرضیات و به طور بالقوه غیرقابل اعتماد هستند.

the analysis used an assumption-based approach to estimate the potential impact.

تحلیل از یک رویکرد مبتنی بر فرضیات برای تخمین تأثیر بالقوه استفاده کرد.

the model is assumption-based, so results are sensitive to input changes.

مدل مبتنی بر فرضیات است، بنابراین نتایج به تغییرات ورودی حساس هستند.

we challenged the assumption-based reasoning behind the proposed solution.

ما استدلال مبتنی بر فرضیات پشت راه حل پیشنهادی را به چالش کشیدیم.

the planning process was heavily assumption-based, which proved problematic.

فرآیند برنامه‌ریزی به شدت مبتنی بر فرضیات بود که این موضوع مشکل‌ساز شد.

the simulation incorporated an assumption-based representation of the environment.

شبیه‌سازی یک بازنمایی مبتنی بر فرضیات از محیط را گنجاند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید