astasia

[ایالات متحده]/əˈsteɪʒiə/
[بریتانیا]/ə-STAY-zee-ə/

ترجمه

n. ناتوانی در ایستادن.
Word Forms
جمعastasias

عبارات و ترکیب‌ها

astasia abasia syndrome

سندرم آستاسیا ابازیا

astasia abasia treatment

درمان سندرم آستاسیا ابازیا

astasia abasia symptoms

علائم سندرم آستاسیا ابازیا

astasia abasia causes

علت سندرم آستاسیا ابازیا

astasia abasia diagnosis

تشخیص سندرم آستاسیا ابازیا

understanding astasia abasia

درک سندرم آستاسیا ابازیا

جملات نمونه

she felt a sense of astasia during the meeting.

او در طول جلسه احساس عدم ثبات داشت.

his astasia made it difficult for him to walk straight.

عدم ثبات او باعث می‌شد راه رفتن به طور مستقیم برایش دشوار باشد.

they discussed the implications of astasia on daily life.

آنها پیامدهای عدم ثبات بر زندگی روزمره را مورد بحث قرار دادند.

astasia can be a symptom of various neurological conditions.

عدم ثبات می‌تواند علامتی از شرایط عصبی مختلف باشد.

she was diagnosed with astasia after her fall.

پس از سقوط، او به عدم ثبات تشخیص داده شد.

understanding astasia is crucial for proper treatment.

درک عدم ثبات برای درمان مناسب بسیار مهم است.

he learned to manage his astasia with physical therapy.

او یاد گرفت که عدم ثبات خود را با فیزیوتراپی مدیریت کند.

astasia can affect one's confidence and mobility.

عدم ثبات می‌تواند اعتماد به نفس و تحرک فرد را تحت تأثیر قرار دهد.

researchers are studying the causes of astasia.

محققان در حال بررسی علل عدم ثبات هستند.

support groups can help those dealing with astasia.

گروه‌های حمایتی می‌توانند به کسانی که با عدم ثبات دست و پنجه نرم می‌کنند کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید