asthmas

[ایالات متحده]/ˈæsθmæz/
[بریتانیا]/ˈæsθməz/

ترجمه

n. یک وضعیت تنفسی مزمن که با التهاب و تنگ شدن راه‌های هوایی مشخص می‌شود و منجر به خس‌خس سینه، تنگی نفس، فشار در قفسه سینه و سرفه می‌گردد.

عبارات و ترکیب‌ها

asthmas sufferer

بیمار مبتلا به آسم

asthmas attack

حمله آسم

control asthmas

کنترل آسم

asthmas medication

داروی آسم

manage asthmas symptoms

مدیریت علائم آسم

asthma and asthmas

آسم و آسم

asthmas triggers

عوامل تحریک کننده آسم

asthmas inhaler

اسپری آسم

جملات نمونه

he has been struggling with asthma since childhood.

او از دوران کودکی با مشکلات آسم دست و پنجه نرم کرده است.

asthma can be triggered by allergens in the air.

آسم می‌تواند توسط آلرژن‌های موجود در هوا تحریک شود.

she uses an inhaler to manage her asthma symptoms.

او از یک اینهالر برای مدیریت علائم آسم خود استفاده می‌کند.

regular exercise can help improve asthma control.

ورزش منظم می‌تواند به بهبود کنترل آسم کمک کند.

he was diagnosed with asthma after experiencing shortness of breath.

او پس از تجربه تنگی نفس، به آسم مبتلا تشخیص داده شد.

a healthy diet may reduce asthma flare-ups.

یک رژیم غذایی سالم ممکن است حملات آسم را کاهش دهد.

she often carries her asthma medication with her.

او اغلب داروی آسم خود را همراه خود دارد.

asthma can affect people of all ages.

آسم می‌تواند افراد در هر سنی را تحت تأثیر قرار دهد.

understanding asthma triggers is important for management.

درک عوامل تحریک کننده آسم برای مدیریت آن مهم است.

he learned to recognize the signs of an asthma attack.

او یاد گرفت که علائم حمله آسم را تشخیص دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید