astigmia

[ایالات متحده]/æsˈtɪɡmiə/
[بریتانیا]/ˌæstɪɡˈmiːə/

ترجمه

n. یک اختلال انکساری چشم که در آن بینایی به دلیل شکل نامنظم قرنیه یا لنز تار می‌شود.; آستیگماتیزم
شکل‌های واژه
جمعastigmias

عبارات و ترکیب‌ها

have astigmia

دار بودن آستیگماتیسم

diagnose astigmia

تشخیص آستیگماتیسم

treat astigmia surgically

درمان آستیگماتیسم به صورت جراحی

astigmia symptoms

علائم آستیگماتیسم

astigmia in children

آستیگماتیسم در کودکان

جملات نمونه

many people suffer from astigmia without realizing it.

بسیاری از افراد بدون اینکه متوجه شوند، به آستیگماتیسم مبتلا هستند.

astigmia can cause blurred vision at all distances.

آستیگماتیسم می‌تواند باعث تاری دید در تمام فواصل شود.

regular eye exams can help detect astigmia early.

معاینه منظم چشم می‌تواند به تشخیص زودهنگام آستیگماتیسم کمک کند.

wearing glasses can correct astigmia effectively.

استفاده از عینک می‌تواند به طور موثر آستیگماتیسم را اصلاح کند.

astigmia often occurs along with nearsightedness or farsightedness.

آستیگماتیسم اغلب همراه با نزدیک‌بینی یا دوربینی رخ می‌دهد.

children can also be diagnosed with astigmia.

کودکان نیز می‌توانند به آستیگماتیسم مبتلا باشند.

contact lenses are available for those with astigmia.

لنزهای تماسی برای افرادی که به آستیگماتیسم مبتلا هستند، در دسترس است.

astigmia can be caused by an irregularly shaped cornea.

آستیگماتیسم می‌تواند ناشی از قرنیه با شکل نامنظم باشد.

people with astigmia may experience eye strain.

افرادی که به آستیگماتیسم مبتلا هستند، ممکن است دچار خستگی چشم شوند.

astigmia can be managed with proper vision care.

می‌توان با مراقبت مناسب بینایی، آستیگماتیسم را کنترل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید