astringency

[ایالات متحده]/ˈæs.trɪn.dʒə.nsi/
[بریتانیا]/ˌæ.strɪnˈdʒɛn.si/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت تنگ کنندگی؛ اثر تنگ شدن یا انقباض، به ویژه بر روی بافت‌ها؛ سخت‌گیری یا شدت؛ خشونت.

جملات نمونه

the astringency of the wine made it a perfect pairing with the rich cheese.

تلخی شراب آن را به یک همراهی عالی با پنیر غنی تبدیل کرد.

she enjoyed the astringency of the herbal tea after her meal.

او از تلخی چای گیاهی بعد از غذایش لذت برد.

the astringency of the fruit was refreshing on a hot summer day.

تلخی میوه در یک روز گرم تابستانی بسیار دلپذیر بود.

his remarks had a certain astringency that made everyone think twice.

اظهارات او دارای نوعی تلخی بود که باعث شد همه دو بار فکر کنند.

the astringency in the sauce added depth to the dish.

تلخی داخل سس به غذا عمق بخشید.

many people dislike the astringency of unripe bananas.

بسیاری از مردم از تلخی موزهای نارس خوش ندارند.

the astringency of the fabric made it less comfortable to wear.

تلخی پارچه پوشیدن آن را کمتر راحت کرد.

the astringency of the medication can cause a dry mouth.

تلخی دارو می تواند باعث خشکی دهان شود.

she appreciated the astringency of the commentary during the debate.

او از تلخی اظهارات در طول بحث قدردانی کرد.

the astringency of the climate in the mountains can be quite harsh.

تلخی آب و هوا در کوه ها می تواند بسیار سخت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید