astromantic

[ایالات متحده]/ˈæs.trəʊ.mæn.tɪk/
[بریتانیا]/ˌæstrəˈmæn.tɪk/

ترجمه

adj. مربوط به طالع بینی یا معتقد به آن.

عبارات و ترکیب‌ها

astromantic love

عشق اختر‌نگرانه

astromantic individual

فرد اختر‌نگرانه

an astromantic outlook

دیدگاه اختر‌نگرانه

astromantic tendencies

گرایش‌های اختر‌نگرانه

embracing astromantic ideals

پذیرش آرمان‌های اختر‌نگرانه

جملات نمونه

she has an astromantic view of love and relationships.

او دیدگاهی مرتبط با اخترشناسی در مورد عشق و روابط دارد.

his astromantic beliefs influence his dating choices.

اعتقادات اخترشناسانه او بر انتخاب های دوستیابی او تأثیر می گذارد.

they planned an astromantic evening under the stars.

آنها یک شام مرتبط با اخترشناسی زیر ستارگان برنامه ریزی کردند.

astromantic themes are popular in modern dating culture.

موضوعات مرتبط با اخترشناسی در فرهنگ مدرن دوستیابی محبوب هستند.

she believes in astromantic compatibility based on zodiac signs.

او به سازگاری مرتبط با اخترشناسی بر اساس علائم زودیاک اعتقاد دارد.

his astromantic approach to relationships is unique.

رویکرد اخترشناسانه او به روابط منحصر به فرد است.

they often discuss astromantic connections during their dates.

آنها اغلب در طول قرار ملاقات های خود در مورد ارتباطات مرتبط با اخترشناسی بحث می کنند.

her astromantic insights help her friends with their love lives.

بینش های مرتبط با اخترشناسی او به دوستانش در زندگی عاشقانه آنها کمک می کند.

he wrote a book about astromantic relationships and their dynamics.

او کتابی در مورد روابط مرتبط با اخترشناسی و پویایی آنها نوشت.

they believe that astromantic signs can predict relationship success.

آنها معتقدند که علائم مرتبط با اخترشناسی می توانند موفقیت رابطه را پیش بینی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید