romance

[ایالات متحده]/rəʊˈmæns/
[بریتانیا]/ˈroʊmæns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاریخ عاشقانه; داستان ماجراجویانه; افسانه; رابطه عاشقانه
vi. داستان‌پردازی کردن; نوشتن افسانه‌ها; ایجاد یک جو عاشقانه
Word Forms
جمعromances
قسمت سوم فعلromanced
شکل سوم شخص مفردromances
صفت یا فعل حال استمراریromancing
زمان گذشتهromanced

عبارات و ترکیب‌ها

romance languages

زبان‌های رمانس

جملات نمونه

the beauty and romance of the night.

زیبایی و رمانتیک شب

a childhood romance with the sea.

یک عشق کودکی با دریا

a dollop of romance here and there.

یک قاشق کوچک رمانتیک در اینجا و آنجا

had to put the romance on hold.

قرار بود عشق را به تعویق بیندازند.

the romance of life in the Wild West

رمانس زندگی در غرب وحشی

Spanish and French are Romance dialects.

زبان اسپانیایی و فرانسوی از جمله لهجه‌های رومی هستند.

the romance fizzled out.

عشق کم‌رنگ شد و از بین رفت.

a romance straight out of a fairy tale.

یک رمانص عاشقانه درست از دل یک داستان پریان.

Modern Italian, Modern Romance languages.

ایتالیایی مدرن، زبان‌های رومی مدرن

They kept the romance alive in their marriage for 35 years.

آنها عشق را در طول 35 سال زندگی مشترک خود زنده نگه داشتند.

a flawless chime of romance and reality.

آهنگی بی‌نقص از عشق و واقعیت.

a romance between a king and a poor girl

یک رمانس بین یک پادشاه و یک دختر فقیر

a novel that is a cross between romance and satire.

رمانی که ترکیبی از رمانس و هجو است.

a fairy-tale romance that preceded the royal wedding.

یک رمانص عاشقانه افسانه‌ای که قبل از عروسی سلطنتی رخ داد.

They tried to rekindle the flames of romance.

آنها سعی کردند دوباره آتش عشق را زنده کنند.

the wealthy estate owner romanced her.

صاحب املاک ثروتمند او را اغوا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید