astutenesses

[ایالات متحده]/əˈstjuːtnəsiz/
[بریتانیا]/əˈstjuːtənəsiz/

ترجمه

n. کیفیت زیرکی؛ هوش، تیزبینی.

جملات نمونه

her astutenesses in negotiations helped secure the deal.

هوش و ذکاوت او در مذاکرات به بستن قرارداد کمک کرد.

his astutenesses in business are well-known.

هوش و ذکاوت او در کسب و کار به خوبی شناخته شده است.

she demonstrated her astutenesses during the meeting.

او هوش و ذکاوت خود را در طول جلسه نشان داد.

astutenesses in market trends can lead to success.

هوش و ذکاوت در روند بازار می تواند منجر به موفقیت شود.

his astutenesses in strategy were impressive.

هوش و ذکاوت او در استراتژی بسیار چشمگیر بود.

she used her astutenesses to solve complex problems.

او از هوش و ذکاوت خود برای حل مشکلات پیچیده استفاده کرد.

her astutenesses in understanding people are remarkable.

هوش و ذکاوت او در درک مردم قابل توجه است.

astutenesses in technology are essential for innovation.

هوش و ذکاوت در فناوری برای نوآوری ضروری است.

his astutenesses in identifying opportunities are unmatched.

هوش و ذکاوت او در شناسایی فرصت ها بی نظیر است.

astutenesses in leadership can inspire a team.

هوش و ذکاوت در رهبری می تواند یک تیم را الهام بخش کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید