asynchronous

[ایالات متحده]/ei'siŋkrənəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همزمان اتفاق نیفتادن; همزمانی نداشتن

عبارات و ترکیب‌ها

asynchronous communication

ارتباط ناهمزمان

asynchronous operation

عملیات ناهمزمان

asynchronous programming

برنامه‌نویسی ناهمزمان

asynchronous motor

موتور ناهمزمان

asynchronous transfer mode

حالت انتقال ناهمزمان

asynchronous generator

ژنراتور ناهمزمان

asynchronous machine

ماشین ناهمزمان

asynchronous transmission

انتقال ناهمزمان

جملات نمونه

Realizes the networked measure or control and asynchronous emluator.

پیاده سازی اندازه گیری یا کنترل شبکه ای و شبیه ساز غیرهمزمان.

Starting the three-phase asynchronous motor is important in the teaching and experiment Electrotechnology.

راه اندازی موتور القایی سه فاز در آموزش و آزمایش الکتروتکنولوژی مهم است.

Besides the property of the asynchronous motor,the taper asynchronous motor can daff the detent easily,because magnetic force is generated when stator three-phrase windings connect to the electricity.

علاوه بر ویژگی موتور القایی، موتور القایی مخروطی می تواند به راحتی از حاشیه فرار خارج شود، زیرا هنگامی که سیم پیچ های سه فاز استاتور به برق متصل می شوند، نیروی مغناطیسی تولید می شود.

This paper briefly describes the problematic metastability in the asynchronous designs and presents a regular solution——synchronizer.

این مقاله به طور خلاصه ناپایداری مشکل دار در طرح های ناهمزمان را توصیف می کند و راه حل منظم - همگام ساز را ارائه می دهد.

You can customise the behavior of the Asynchronous Server and hence re-brand it by defining your own command set for invoking services.

شما می توانید رفتار سرور ناهمزمان را سفارشی کنید و در نتیجه با تعریف مجموعه دستورات خود برای فراخوانی سرویس ها، آن را دوباره برند کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید