| جمع | atavisms |
display an atavism
نمایش یک اتاویزم
evolutionary atavism
اتاویزم تکاملی
a rare atavism
یک اتاویزم نادر
trace of atavism
ردی از اتاویزم
his fascination with primitive tools is an atavism from his ancestors.
علاقه او به ابزارهای ابتدایی یک ویژگی باستانی از نیاکانش است.
the atavism of certain behaviors can be seen in modern society.
میتوان اثر باستانیگرایی رفتارهای خاص را در جامعه مدرن مشاهده کرد.
her fear of the dark is an atavism rooted in childhood experiences.
ترس او از تاریکی یک ویژگی باستانی ریشه در تجربیات دوران کودکی است.
atavism often manifests in unexpected ways in human behavior.
باستانیگرایی اغلب به شیوههای غیرمنتظره در رفتار انسان ظاهر میشود.
the scientists studied atavism in various species to understand evolution.
دانشمندان باستانیگرایی را در گونههای مختلف مطالعه کردند تا تکامل را درک کنند.
his interest in hunting is an atavism that connects him to his heritage.
علاقه او به شکار یک ویژگی باستانی است که او را به میراثش متصل میکند.
the atavism of communal living is gaining popularity among young people.
ویژگی باستانی زندگی جمعی در حال افزایش محبوبیت در بین جوانان است.
some experts argue that atavism can be beneficial for survival.
برخی از کارشناسان استدلال میکنند که باستانیگرایی میتواند برای بقا مفید باشد.
atavism can reveal deep-seated instincts that are still present in humans.
باستانیگرایی میتواند غرایز عمیقاً ریشهدار را که هنوز در انسان وجود دارد آشکار کند.
the artist's work reflects an atavism of ancient cultural traditions.
آثار هنرمند بازتابی از باستانیگرایی سنتهای فرهنگی باستانی است.
display an atavism
نمایش یک اتاویزم
evolutionary atavism
اتاویزم تکاملی
a rare atavism
یک اتاویزم نادر
trace of atavism
ردی از اتاویزم
his fascination with primitive tools is an atavism from his ancestors.
علاقه او به ابزارهای ابتدایی یک ویژگی باستانی از نیاکانش است.
the atavism of certain behaviors can be seen in modern society.
میتوان اثر باستانیگرایی رفتارهای خاص را در جامعه مدرن مشاهده کرد.
her fear of the dark is an atavism rooted in childhood experiences.
ترس او از تاریکی یک ویژگی باستانی ریشه در تجربیات دوران کودکی است.
atavism often manifests in unexpected ways in human behavior.
باستانیگرایی اغلب به شیوههای غیرمنتظره در رفتار انسان ظاهر میشود.
the scientists studied atavism in various species to understand evolution.
دانشمندان باستانیگرایی را در گونههای مختلف مطالعه کردند تا تکامل را درک کنند.
his interest in hunting is an atavism that connects him to his heritage.
علاقه او به شکار یک ویژگی باستانی است که او را به میراثش متصل میکند.
the atavism of communal living is gaining popularity among young people.
ویژگی باستانی زندگی جمعی در حال افزایش محبوبیت در بین جوانان است.
some experts argue that atavism can be beneficial for survival.
برخی از کارشناسان استدلال میکنند که باستانیگرایی میتواند برای بقا مفید باشد.
atavism can reveal deep-seated instincts that are still present in humans.
باستانیگرایی میتواند غرایز عمیقاً ریشهدار را که هنوز در انسان وجود دارد آشکار کند.
the artist's work reflects an atavism of ancient cultural traditions.
آثار هنرمند بازتابی از باستانیگرایی سنتهای فرهنگی باستانی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید