throwback

[ایالات متحده]/'θrəʊbæk/
[بریتانیا]/'θrobæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پسرفت، مانع، پسرفت عمده، آتویسم.

عبارات و ترکیب‌ها

throwback Thursday

پاسخ به گذشته

جملات نمونه

a lot of his work is a throwback to the fifties.

بسیاری از آثار او یادآور دهه‌ی پنجاه میلادی است.

With its leisurely pace and unfancy filmmaking, "The Princess Diaries" is a likable throwback to an old tradition of pictures from the Disney studio.

با ریتم آرام و فیلمسازی غیرمتعارف، فیلم «پرنسس خانم» یادآور یک سنت قدیمی از فیلم‌های استودیوی دیزنی است.

a throwback to the 80s fashion

بازگشت به مد دهه هشتاد میلادی

a throwback to the good old days

بازگشت به دوران خوش گذشته

a throwback to childhood memories

بازگشت به خاطرات دوران کودکی

a throwback to traditional values

بازگشت به ارزش‌های سنتی

a throwback to simpler times

بازگشت به دوران ساده‌تر

a nostalgic throwback to the past

بازگشت نوستالژیک به گذشته

a musical throwback to the 90s

بازگشت موسیقی به دهه نود میلادی

a throwback to classic literature

بازگشت به ادبیات کلاسیک

a throwback to vintage cars

بازگشت به ماشین‌های قدیمی

a throwback to retro video games

بازگشت به بازی‌های ویدیویی قدیمی‌نوستالژیک

نمونه‌های واقعی

I love the throwback to the '60s.

من عاشق بازگشت به دهه 60 ها هستم.

منبع: Modern Family - Season 02

This is a throwback Thursday that you posted.

این یک پنجشنبه بازگشت به گذشته است که شما منتشر کرده اید.

منبع: The Ellen Show

The very layout of many offices is a throwback to a pre-pandemic age.

چیدمان بسیاری از دفاتر بازگشتی به دوران قبل از همه‌گیری است.

منبع: The Economist (Summary)

Then I think everybody knows it, throwback Thursday.

سپس فکر می‌کنم همه می‌دانند، پنجشنبه بازگشت به گذشته.

منبع: The Ellen Show

Yeah, so, first of all, it was interesting, you throwback to HP.

بله، بنابراین، اول از همه، جالب بود، شما به HP بازگشتید.

منبع: Steve Jobs' speech

So this is my throwback outfit.

بنابراین این لباس بازگشتی من است.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

Well, I mean that's a... - That is a throwback.

خب، من منظورم این است که... - این یک بازگشت است.

منبع: Gourmet Base

Here's a throwback to eight-year-old me performing the violin.

این یک بازگشت به من هشت ساله که ویولن می‌نواختم است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

He wore a similarly styled shirt and even completed the throwback look with high white socks.

او یک پیراهن به سبک مشابه پوشید و حتی ظاهر بازگشتی را با جوراب‌های سفید بلند تکمیل کرد.

منبع: VOA Special September 2017 Collection

The suburb is a throwback to pre-sort America, but bristling with post-sort partisanship.

حومه شهری بازگشتی به دوران پیش از تفکیک آمریکا است، اما مملو از جناح‌بندی پس از تفکیک است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید