atavists

[ایالات متحده]/ˈætəvɪst/
[بریتانیا]/ˌætəˈvɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوان یا گیاهی که آتویسم را نشان می‌دهد.; چیزی که آتویسم است.

عبارات و ترکیب‌ها

atavistic behavior

رفتار اتاویستیک

an atavist artist

هنرمند اتاویست

atavistic tendencies

گرایش‌های اتاویستیک

the atavist's worldview

دیدگاه اتاویست

an atavist response

واکنش اتاویستیک

atavistic instincts

غریزه اتاویستیک

a literary atavist

اتاویست ادبی

جملات نمونه

the atavist tendencies in his behavior were surprising.

گرایش‌های اتاویستی در رفتار او غیرمنتظره بود.

she felt an atavist connection to the natural world.

او ارتباط اتاویستی با دنیای طبیعی احساس کرد.

his atavist instincts often led him into trouble.

غریزه اتاویستی او اغلب باعث ایجاد مشکل برایش می‌شد.

the atavist traits in the species were fascinating to study.

ویژگی‌های اتاویستی در این گونه برای مطالعه بسیار جذاب بودند.

they explored the atavist behaviors of early humans.

آنها رفتار اتاویستی انسان‌های اولیه را بررسی کردند.

his atavist fears resurfaced during the storm.

ترس‌های اتاویستی او در طول طوفان دوباره ظاهر شدند.

the film depicted atavist themes of survival.

فیلم مضامین اتاویستی بقا را به تصویر می‌کشید.

she had an atavist urge to hunt and gather.

او یک حس اتاویستی برای شکار و جمع آوری داشت.

his atavist nature was evident in his love for the wilderness.

طبع اتاویستی او در عشقش به طبیعت آشکار بود.

atavist impulses can sometimes be difficult to control.

گاهی اوقات کنترل تکان‌های اتاویستی دشوار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید