| جمع | auberges |
auberge d'étape
سرای مسافر
rustic auberge
سرای مسافر روستایی
charming auberge
سرای مسافر جذاب
historic auberge
سرای مسافر تاریخی
find an auberge
پیدا کردن سرای مسافر
auberge experience
تجربه سرای مسافر
rural auberge
سرای مسافر روستایی
cozy auberge
سرای مسافر دنج
we stayed at a charming auberge in the countryside.
ما در یک مهمانخانه جذاب در حومه شهر اقامت کردیم.
the auberge served delicious local cuisine.
مهمانخانه غذاهای محلی خوشمزه سرو میکرد.
after a long hike, we found an auberge to rest.
بعد از یک پیادهروی طولانی، ما یک مهمانخانه برای استراحت پیدا کردیم.
she recommended an auberge with a beautiful view.
او یک مهمانخانه با منظره زیبا را توصیه کرد.
the auberge was fully booked for the weekend.
مهمانخانه برای آخر هفته کاملاً رزرو شده بود.
we enjoyed a cozy evening at the auberge.
ما یک شب دنج را در مهمانخانه گذراندیم.
he works as a chef at a local auberge.
او به عنوان سرآشپز در یک مهمانخانه محلی کار میکند.
the auberge offers various outdoor activities.
مهمانخانه فعالیتهای فضای باز مختلفی ارائه میدهد.
they celebrated their anniversary at the auberge.
آنها سالگرد عروسی خود را در مهمانخانه جشن گرفتند.
we found an auberge that was pet-friendly.
ما یک مهمانخانه پیدا کردیم که حیوانات خانگی مجاز بودند.
the auberge served delicious homemade meals.
مهمانخانه غذاهای خانگی خوشمزه سرو میکرد.
he found an auberge that was pet-friendly.
او یک مهمانخانه پیدا کرد که حیوانات خانگی مجاز بودند.
the auberge offered guided tours of the area.
مهمانخانه تورهای راهنما از منطقه ارائه میداد.
staying at the auberge was a delightful experience.
اقامت در مهمانخانه یک تجربه لذتبخش بود.
they celebrated their anniversary at a quaint auberge.
آنها سالگرد عروسی خود را در یک مهمانخانه دلربا جشن گرفتند.
the auberge had a lovely garden for guests to enjoy.
مهمانخانه دارای یک باغ زیبا برای لذت بردن مهمانان بود.
auberge d'étape
سرای مسافر
rustic auberge
سرای مسافر روستایی
charming auberge
سرای مسافر جذاب
historic auberge
سرای مسافر تاریخی
find an auberge
پیدا کردن سرای مسافر
auberge experience
تجربه سرای مسافر
rural auberge
سرای مسافر روستایی
cozy auberge
سرای مسافر دنج
we stayed at a charming auberge in the countryside.
ما در یک مهمانخانه جذاب در حومه شهر اقامت کردیم.
the auberge served delicious local cuisine.
مهمانخانه غذاهای محلی خوشمزه سرو میکرد.
after a long hike, we found an auberge to rest.
بعد از یک پیادهروی طولانی، ما یک مهمانخانه برای استراحت پیدا کردیم.
she recommended an auberge with a beautiful view.
او یک مهمانخانه با منظره زیبا را توصیه کرد.
the auberge was fully booked for the weekend.
مهمانخانه برای آخر هفته کاملاً رزرو شده بود.
we enjoyed a cozy evening at the auberge.
ما یک شب دنج را در مهمانخانه گذراندیم.
he works as a chef at a local auberge.
او به عنوان سرآشپز در یک مهمانخانه محلی کار میکند.
the auberge offers various outdoor activities.
مهمانخانه فعالیتهای فضای باز مختلفی ارائه میدهد.
they celebrated their anniversary at the auberge.
آنها سالگرد عروسی خود را در مهمانخانه جشن گرفتند.
we found an auberge that was pet-friendly.
ما یک مهمانخانه پیدا کردیم که حیوانات خانگی مجاز بودند.
the auberge served delicious homemade meals.
مهمانخانه غذاهای خانگی خوشمزه سرو میکرد.
he found an auberge that was pet-friendly.
او یک مهمانخانه پیدا کرد که حیوانات خانگی مجاز بودند.
the auberge offered guided tours of the area.
مهمانخانه تورهای راهنما از منطقه ارائه میداد.
staying at the auberge was a delightful experience.
اقامت در مهمانخانه یک تجربه لذتبخش بود.
they celebrated their anniversary at a quaint auberge.
آنها سالگرد عروسی خود را در یک مهمانخانه دلربا جشن گرفتند.
the auberge had a lovely garden for guests to enjoy.
مهمانخانه دارای یک باغ زیبا برای لذت بردن مهمانان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید