inn

[ایالات متحده]/ɪn/
[بریتانیا]/ɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هتل کوچک، مهمانخانه، میخانه کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

cozy inn

اقامتگاه دنج

historic inn

اقامتگاه تاریخی

quaint inn

اقامتگاه جذاب

holiday inn

هتل تعطیلات

جملات نمونه

the inn's casual atmosphere.

فضای غیررسمی مهمان‌سرای

an inn near London.

یک مهمانخانه نزدیک لندن

a test of inner strength.

آزمایشی از قدرت درونی

the complexities of the inner man.

پیچیدگی‌های درون انسان

the inner meaning of a poem.

معنای درونی یک شعر

the inner circles of government.

طبقات داخلی دولت.

regenerating the inner cities.

بازسازی شهرهای درونی

He did it in response to an inner calling.

او به عنوان پاسخی به یک دعوت درونی این کار را انجام داد.

interline a garment with an inner lining

لباس را با یک آستر داخلی بین‌دوزی کنید

the Inner Mongolia Autonomous Region

منطقه خودمختار مغولستان داخلی

There's a violent disturbance in inner city areas.

یک اختلال خشونت آمیز در مناطق شهری وجود دارد.

The label is on the inner side of the box.

برچسب در قسمت داخلی جعبه قرار دارد.

I shall lodge at the inn for two nights.

من برای دو شب در مهمانخانه اقامت خواهم کرد.

She is rich in the inner feelings.

او در احساسات درونی غنی است.

نمونه‌های واقعی

The desk clerk at the Watemill suggested your inn.

کارمند پیشخوان در واتمیل اقامتگاه شما را پیشنهاد کرد.

منبع: Travel Across America

The inn was as silent as a convent.

اقامتگاه تا آن حد ساکت بود که گویی یک صومعه بود.

منبع: Education of Love

Instead of entering the inn at once, she walked by it and towards the van.

به جای ورود یکباره به اقامتگاه، از کنار آن عبور کرد و به سمت ون رفت.

منبع: Returning Home

The inn is built on a low hill.

این اقامتگاه بر روی یک تپه کم ارتفاع ساخته شده است.

منبع: National Parks of the United States

Luxury hotels and inns start around 240 dollars.

هتل‌ها و اقامتگاه‌های لوکس از حدود 240 دلار شروع می‌شوند.

منبع: Creative Cloud Travel

He was born in 1632 in Delft, where his parents ran an inn called the Flying Fox.

او در سال 1632 در دلفت متولد شد، جایی که والدینش یک اقامتگاه به نام Flying Fox اداره می‌کردند.

منبع: The Economist (Summary)

It was an old coaching inn, so in the past, coaches with horses stopped there to rest.

این یک اقامتگاه قدیمی بود، بنابراین در گذشته، در آنجا کالسکه هایی با اسب برای استراحت توقف می کردند.

منبع: Grandpa and Grandma's grammar class

My wife and I spent our honeymoon at the inn.

همسرم و من ماه عسل خود را در اقامتگاه گذراندیم.

منبع: Travel Across America

The Art Deco-style inn began hosting travelers in the 1930s.

این اقامتگاه به سبک آرت دکو در دهه 1930 شروع به پذیرش مسافران کرد.

منبع: U.S. Route 66

Yes, it must be so. Let me explain. I believe that that is the village inn over there?

بله، باید همینطور باشد. اجازه دهید توضیح دهم. فکر می‌کنم آن اقامتگاه دهکده آنجاست؟

منبع: The Adventure of the Speckled Band

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید