aula

[ایالات متحده]/ˈaʊl ə/
[بریتانیا]/ow-lə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتاق بزرگ مورد استفاده برای تدریس یا سخنرانی عمومی، معمولاً در یک مدرسه یا دانشگاه.

عبارات و ترکیب‌ها

attend an aula

حضور در تالار

the university aula

تالار دانشگاه

aula seating arrangement

چیدمان صندلی‌های تالار

large aula lecture

سخنرانی در تالار بزرگ

aula renovation project

پروژه بازسازی تالار

aula whiteboard

وایت‌برد تالار

aula equipment failure

خرابی تجهیزات تالار

جملات نمونه

she teaches in a large aula.

او در یک سالن بزرگ تدریس می‌کند.

the aula was filled with students.

سالن با دانشجویان پر شده بود.

we held the meeting in the main aula.

ما جلسه را در سالن اصلی برگزار کردیم.

the aula is equipped with modern technology.

سالن با فناوری مدرن مجهز شده است.

she gave a lecture in the university aula.

او در سالن دانشگاه سخنرانی کرد.

the aula was renovated last summer.

سالن تابستان گذشته بازسازی شد.

students gathered in the aula before class.

دانشجویان قبل از کلاس در سالن جمع شدند.

the aula has excellent acoustics for presentations.

سالن برای ارائه، آکوستیک عالی دارد.

we need to reserve the aula for the event.

ما باید سالن را برای این رویداد رزرو کنیم.

there are many chairs in the aula for everyone.

در سالن برای همه افراد صندلی‌های زیادی وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید