autarchies

[ایالات متحده]/ˈɔːtɑːrkɪz/
[بریتانیا]/ˌɔːtərˈkaɪz/

ترجمه

n. سیستم‌های حکومتی که در آن یک حاکم یا گروه کوچک قدرت مطلق را در دست دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

study of autarchies

مطالعه خودکامه نظامات

comparison between autarchies

مقایسه بین خودکامه نظامات

challenges facing autarchies

چالش‌های پیش روی خودکامه نظامات

criticism of autarchies

انتقاد از خودکامه نظامات

future of autarchies

آینده خودکامه نظامات

جملات نمونه

many countries have experimented with autarchies in the past.

بسیاری از کشورها در گذشته با سیستم‌های خودکفایی تجربیات داشته‌اند.

autarchies often struggle with international trade.

سیستم‌های خودکفایی اغلب در تجارت بین‌المللی با مشکل مواجه می‌شوند.

some governments believe autarchies can promote self-sufficiency.

برخی از دولت‌ها معتقدند که سیستم‌های خودکفایی می‌توانند خودکفایی را ترویج کنند.

autarchies can lead to economic isolation.

سیستم‌های خودکفایی می‌توانند منجر به انزوا اقتصادی شوند.

critics argue that autarchies limit consumer choices.

منتقدان استدلال می‌کنند که سیستم‌های خودکفایی انتخاب‌های مصرف‌کننده را محدود می‌کنند.

historically, autarchies have emerged during crises.

در طول تاریخ، سیستم‌های خودکفایی در زمان بحران ظهور کرده‌اند.

autarchies may rely heavily on local resources.

سیستم‌های خودکفایی ممکن است به شدت به منابع محلی متکی باشند.

some autarchies have developed unique local industries.

برخی از سیستم‌های خودکفایی صنایع محلی منحصربه‌فردی را توسعه داده‌اند.

transitioning from autarchies to open markets can be challenging.

انتقال از سیستم‌های خودکفایی به بازارهای آزاد می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

autarchies can foster a sense of national pride.

سیستم‌های خودکفایی می‌توانند حس غرور ملی را تقویت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید