falsifying

[ایالات متحده]/ˈfɔːlsɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈfɔlsəˌfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تغییر یا تحریف اطلاعات

عبارات و ترکیب‌ها

falsifying documents

تغییر اسناد

falsifying evidence

تغییر مدارک

falsifying information

تغییر اطلاعات

falsifying records

تغییر سوابق

falsifying data

تغییر داده‌ها

falsifying signatures

تغییر امضاها

falsifying reports

تغییر گزارش‌ها

falsifying statements

تغییر اظهارات

falsifying accounts

تغییر حساب‌ها

falsifying identities

تغییر هویت‌ها

جملات نمونه

falsifying documents can lead to serious legal consequences.

تغییر یا جعل اسناد می‌تواند منجر به عواقب قانونی جدی شود.

he was accused of falsifying evidence in the trial.

اتهام به او وارد شد که در جریان محاکمه مدارک را جعل کرده است.

falsifying information on a job application is unethical.

ارائه نادرست اطلاعات در یک درخواست شغلی غیراخلاقی است.

the company faced backlash for falsifying sales reports.

شرکت با واکنش منفی روبرو شد به دلیل جعل گزارش‌های فروش.

falsifying financial records can result in heavy fines.

جعل سوابق مالی می‌تواند منجر به جریمه‌های سنگین شود.

he was caught falsifying his academic credentials.

او در حال جعل مدارک تحصیلی خود دستگیر شد.

falsifying data in research is a serious offense.

جعل داده‌ها در تحقیقات یک جرم جدی است.

they were found guilty of falsifying their tax returns.

آنها به دلیل جعل اظهارنامه مالیاتی خود گناهکار شناخته شدند.

falsifying signatures is a form of fraud.

جعل امضاها نوعی کلاهبرداری است.

she lost her job for falsifying her resume.

او به دلیل جعل رزومه خود شغل خود را از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید