| جمع | automatisms |
petit mal seizure accompanied by other abnormalities (atonia or automatisms or vasomotor changes).
تشنج کوچک همراه با سایر ناهنجاریها (بیحرکتی یا خودکارها یا تغییرات عروق خونی).
This machine is fully automatism number controlled, its operation is handy, andits cutting is exact.
این دستگاه به طور کامل با سیستم کنترل خودکار شماره کنترل میشود، کار کردن با آن آسان است و برش آن دقیق است.
The artist used automatism to create spontaneous drawings.
هنرمند از خودکارگرایی برای ایجاد طرحهای خودجوش استفاده کرد.
Automatism is a technique often used in Surrealist art.
خودکارگرایی تکنیکی است که اغلب در هنر سوررئال مورد استفاده قرار میگیرد.
She painted the canvas with automatism, allowing her subconscious to guide her hand.
او با استفاده از خودکارگرایی بوم نقاشی را رنگ کرد و به ناخودآگاه خود اجازه داد تا دستش را هدایت کند.
The writer's automatism led to a stream of consciousness style in her novel.
خودکارگرایی نویسنده منجر به سبکی از جریان ذهن در رمان او شد.
Automatism can be a useful tool for tapping into creativity.
خودکارگرایی میتواند ابزاری مفید برای دسترسی به خلاقیت باشد.
The musician improvised with automatism, letting the music flow naturally.
موسیقیدان با استفاده از خودکارگرایی بداهه نوازی کرد و اجازه داد موسیقی به طور طبیعی جریان یابد.
Automatism in photography can result in unexpected and artistic shots.
خودکارگرایی در عکاسی میتواند منجر به عکسهای غیرمنتظره و هنری شود.
The poet embraced automatism as a way to access deeper emotions.
شاعر از خودکارگرایی به عنوان راهی برای دسترسی به احساسات عمیقتر استقبال کرد.
Automatism allows for a more intuitive and less controlled creative process.
خودکارگرایی اجازه میدهد تا یک فرآیند خلاقانه شهودیتر و کمتر کنترلشده وجود داشته باشد.
Some artists use automatism as a form of meditation and self-expression.
برخی از هنرمندان از خودکارگرایی به عنوان یک شکل از مراقبه و خود ابرازی استفاده میکنند.
petit mal seizure accompanied by other abnormalities (atonia or automatisms or vasomotor changes).
تشنج کوچک همراه با سایر ناهنجاریها (بیحرکتی یا خودکارها یا تغییرات عروق خونی).
This machine is fully automatism number controlled, its operation is handy, andits cutting is exact.
این دستگاه به طور کامل با سیستم کنترل خودکار شماره کنترل میشود، کار کردن با آن آسان است و برش آن دقیق است.
The artist used automatism to create spontaneous drawings.
هنرمند از خودکارگرایی برای ایجاد طرحهای خودجوش استفاده کرد.
Automatism is a technique often used in Surrealist art.
خودکارگرایی تکنیکی است که اغلب در هنر سوررئال مورد استفاده قرار میگیرد.
She painted the canvas with automatism, allowing her subconscious to guide her hand.
او با استفاده از خودکارگرایی بوم نقاشی را رنگ کرد و به ناخودآگاه خود اجازه داد تا دستش را هدایت کند.
The writer's automatism led to a stream of consciousness style in her novel.
خودکارگرایی نویسنده منجر به سبکی از جریان ذهن در رمان او شد.
Automatism can be a useful tool for tapping into creativity.
خودکارگرایی میتواند ابزاری مفید برای دسترسی به خلاقیت باشد.
The musician improvised with automatism, letting the music flow naturally.
موسیقیدان با استفاده از خودکارگرایی بداهه نوازی کرد و اجازه داد موسیقی به طور طبیعی جریان یابد.
Automatism in photography can result in unexpected and artistic shots.
خودکارگرایی در عکاسی میتواند منجر به عکسهای غیرمنتظره و هنری شود.
The poet embraced automatism as a way to access deeper emotions.
شاعر از خودکارگرایی به عنوان راهی برای دسترسی به احساسات عمیقتر استقبال کرد.
Automatism allows for a more intuitive and less controlled creative process.
خودکارگرایی اجازه میدهد تا یک فرآیند خلاقانه شهودیتر و کمتر کنترلشده وجود داشته باشد.
Some artists use automatism as a form of meditation and self-expression.
برخی از هنرمندان از خودکارگرایی به عنوان یک شکل از مراقبه و خود ابرازی استفاده میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید