automatisms

[ایالات متحده]/ɔːtəˈmætɪzəm/
[بریتانیا]/ˌɔːtəˈmætɪzəm/

ترجمه

n. عمل‌ها یا رفتارهای خودکار؛ حرکات غیر ارادی.

عبارات و ترکیب‌ها

automatisms of behavior

خودکارگرایی رفتاری

unconscious automatisms

خودکارگرایی ناخودآگاه

motor automatisms

خودکارگرایی حرکتی

cognitive automatisms

خودکارگرایی شناختی

breaking down automatisms

شکستن خودکارگرایی‌ها

learning automatisms

یادگیری خودکارگرایی‌ها

automatisms in language

خودکارگرایی در زبان

repetitive automatisms

خودکارگرایی‌های تکراری

study of automatisms

مطالعه خودکارگرایی‌ها

automatisms in learning

خودکارگرایی در یادگیری

complex automatisms

خودکارگرایی‌های پیچیده

development of automatisms

توسعه خودکارگرایی‌ها

جملات نمونه

many artists rely on automatisms to enhance their creativity.

بسیاری از هنرمندان برای افزایش خلاقیت خود به خودکارها متکی هستند.

automatisms can help improve efficiency in repetitive tasks.

خودکارها می‌توانند به بهبود کارایی در وظایف تکراری کمک کنند.

understanding automatisms is crucial for cognitive psychology.

درک خودکارها برای روانشناسی شناختی بسیار مهم است.

he developed a series of automatisms in his daily routine.

او مجموعه‌ای از خودکارها را در برنامه روزانه خود توسعه داد.

automatisms often occur without conscious thought.

خودکارها اغلب بدون تفکر آگاهانه رخ می‌دهند.

she used automatisms to create spontaneous art pieces.

او از خودکارها برای ایجاد آثار هنری خودجوش استفاده کرد.

in therapy, automatisms can reveal underlying emotions.

در درمان، خودکارها می‌توانند احساسات پنهان را آشکار کنند.

automatisms can sometimes lead to errors in judgment.

خودکارها گاهی اوقات می‌توانند منجر به خطاهای قضاوت شوند.

exploring automatisms can unlock new ways of thinking.

بررسی خودکارها می‌تواند راه‌های جدیدی برای تفکر باز کند.

she demonstrated how automatisms influence our daily decisions.

او نشان داد که چگونه خودکارها بر تصمیمات روزانه ما تأثیر می‌گذارند.

he performed the task with various automatisms.

او این کار را با استفاده از خودکارها انجام داد.

automatisms can improve efficiency in repetitive jobs.

خودکارها می‌توانند به بهبود کارایی در مشاغل تکراری کمک کنند.

she relied on her automatisms during the presentation.

او در طول ارائه به خودکارها متکی بود.

they studied the automatisms of human behavior.

آنها خودکارها را در رفتار انسان مطالعه کردند.

he developed several automatisms for the software.

او چندین خودکار را برای نرم افزار توسعه داد.

her automatisms helped her excel in sports.

خودکارها به او کمک کرد در ورزش‌ها پیشرفت کند.

automatisms can be beneficial in learning new skills.

خودکارها می‌توانند در یادگیری مهارت‌های جدید مفید باشند.

they analyzed the automatisms in decision-making processes.

آنها خودکارها را در فرآیندهای تصمیم‌گیری تجزیه و تحلیل کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید