avalanched

[ایالات متحده]/əˈvælənʃɪd/
[بریتانیا]/əˈvælənˌtʃid/

ترجمه

v به طور ناگهانی و با نیروی زیاد اتفاق افتادن، مانند یک بهمن.

عبارات و ترکیب‌ها

avalanched with requests

آغشته شدن به درخواست‌ها

avalanched by emails

آغشته شدن به ایمیل‌ها

avalanched into chaos

آغشته شدن به هرج و مرج

avalanched with support

آغشته شدن به پشتیبانی

avalanched with questions

آغشته شدن به سوالات

جملات نمونه

the snowstorm avalanched down the mountain, blocking the road.

سیل‌خوارشی از برف از کوه به پایین سرازیر شد و جاده را مسدود کرد.

they were avalanched by the amount of work they had to complete.

آنها با حجم کاری که باید انجام می‌دادند، غرق شدند.

after the announcement, questions avalanched from the audience.

پس از اعلام، سؤالات از بینندگان سرازیر شد.

the children were avalanched with gifts on their birthday.

کودکان در روز تولدشان با هدیه غرق شدند.

emails avalanched into her inbox after the newsletter went out.

ایمیل‌ها پس از انتشار خبرنامه وارد صندوق ورودی او شدند.

the avalanche of news left everyone feeling overwhelmed.

سیل اخبار باعث شد همه احساس غرق شدن کنند.

as the deadline approached, tasks avalanched on the team's schedule.

همانطور که مهلت مقرر نزدیک می‌شد، وظایف در برنامه زمانی تیم سرازیر می‌شدند.

they were avalanched by the unexpected challenges during the project.

آنها با چالش‌های غیرمنتظره در طول پروژه غرق شدند.

the avalanche of opinions made it hard to reach a consensus.

سیل نظرات رسیدن به اجماع را دشوار کرد.

after the movie premiere, compliments avalanched from critics.

پس از اکران فیلم، تعریف و تمجید از منتقدان سرازیر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید