swept

[ایالات متحده]/swept/
[بریتانیا]/swɛpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تمیز شده با جارو زدن، پاک شده با جارو زدن، به طور قهری در یک جهت خاص حرکت داده شده

عبارات و ترکیب‌ها

swept away

منحرف شد

swept the floor

کف را جارو کرد

swept the competition

رقابت را پشت سر گذاشت

swept aside

کنار گذاشته شد

swept clean

به طور کامل تمیز شد

swept through

از میان عبور کرد

swept the nation

کشور را در بر گرفت

swept volume

حجم جارو شده

swept area

منطقه جارو شده

جملات نمونه

I've swept the floor.

من کف را جارو کرده ام.

violence swept the country.

خشونت کشور را در بر گرفت.

A blizzard swept the country.

یک کولاک در سراسر کشور وزید.

swept the room for bugs.

اتاق را برای یافتن حشرات جارو کرد.

swept the World Series.

مسابقات جهانی را برد.

She swept by in silence.

او با سکوت از کنار عبور کرد.

The captain swept the horizon.

کاپیتان افق را جستجو کرد.

Greg swept out the kitchen.

گرگ آشپزخانه را جارو کرد.

I was swept along by the crowd.

من با جمعیت همراه شدم.

swept snow from the steps.

برف را از پله ها جارو کرد.

The opposition party swept the election.

حزب مخالف در انتخابات پیروز شد.

a land swept by the wildfire of revolution.

زمینی که در آتش انقلاب غرق شده بود.

She swept out of the room.

او از اتاق خارج شد.

She swept the floor clean.

او کف را تمیز جارو کرد.

He swept the dust away.

او گرد و غبار را کنار زد.

She swept the dirt out.

او خاک را بیرون جارو کرد.

The troops swept past.

نیروها از کنار عبور کردند.

He was swept away in an avalanche.

او در بهمن گرفتار شد.

She swept him a curtsy.

او برایش تعظیم کرد.

The diva swept into the room.

دیوا وارد اتاق شد.

نمونه‌های واقعی

Just sweep it across the lid. Just sweep it.

فقط آن را روی در بکشید. فقط آن را.

منبع: Friends Season 3

An army must have been swept off by that flood.

احتمالاً یک ارتش با آن سیل ​​به رودخانه ​​برده شد.

منبع: American Version Language Arts Volume 6

Serious films such as the biopic Oppenheimer swept the most prestigious prizes.

فیلم‌های جدی مانند فیلم‌نامه‌ی زندگی‌نامه‌ای آپنهایمر، معتبرترین جوایز را از آن خود کردند.

منبع: Selected English short passages

Rumor is they do random bug sweeps.

گمان می‌رود که آن‌ها به‌طور تصادفی بررسی‌های امنیتی انجام می‌دهند.

منبع: Billions Season 1

A chill of horror swept across her.

سردرد و ترس بر او غلبه کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

Well actually they have to be washed not just swept.

خب، در واقع باید شسته شوند، نه فقط جارو شوند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 11

Today, his house is about to be swept away.

امروز، خانه او در حال نابودی است.

منبع: Human Planet

A blast of cold air swept through the house.

باد سردی از میان خانه گذشت.

منبع: In the process of honing one's listening skills.

Sometimes a whole company of soldiers was suddenly swept away.

گاهی اوقات یک گروه کامل از سربازان ناگهان به رودخانه ​​برده شد.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

If we fail to pray, we shall be swept downstream.

اگر دعا نکنیم، به سمت پایین رودخانه ​​برده خواهیم شد.

منبع: 2019 ITERO - The One New Man Fulfilling God’s Purpose

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید