avance

[ایالات متحده]/[əˈvɑːns]/
[بریتانیا]/[əˈvæns]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیشروی یا جلو رفتن؛ یک سود یا برتری؛ یک طرح اولیه یا مطالعه.
v. جلو رفتن یا پیشرفت کردن؛ به دست آوردن یک برتری؛ آماده کردن یک طرح اولیه یا مطالعه.
adj. مربوط به یا حاکی از مقدماتی یا آماده‌سازی.

جملات نمونه

we need to advance our understanding of the market.

ما نیاز داریم درک خود از بازار را ارتقا دهیم.

the company plans to advance its product line next year.

شرکت قصد دارد خط تولید محصولات خود را سال آینده ارتقا دهد.

can you advance me some money until payday?

می‌توانید تا روز پرداخت حقوق به من مقداری پول پیش بدهید؟

the project aims to advance scientific knowledge.

این پروژه با هدف ارتقای دانش علمی طراحی شده است.

he hopes to advance his career in the coming years.

او امیدوار است در سال‌های آینده پیشرفت شغلی داشته باشد.

the troops began to advance up the hill.

نیروها شروع به صعود به سمت تپه کردند.

the technology will advance the field of medicine.

این فناوری زمینه پزشکی را ارتقا خواهد داد.

the government is working to advance human rights.

دولت در تلاش است تا حقوق بشر را ارتقا دهد.

the team needs to advance the ball down the field.

تیم باید توپ را در طول زمین به جلو ببرد.

she used her connections to advance her position.

او از ارتباطات خود برای ارتقای جایگاه خود استفاده کرد.

the company seeks to advance its market share.

شرکت به دنبال افزایش سهم بازار خود است.

the new policy will advance the cause of environmental protection.

این سیاست جدید باعث پیشرفت تلاش‌های حفاظت از محیط زیست خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید